noncollegiate activities
فعالیتهای غیردانشگاهی
noncollegiate programs
برنامههای غیردانشگاهی
noncollegiate students
دانشجویان غیردانشگاهی
noncollegiate courses
دورههای غیردانشگاهی
noncollegiate organizations
سازمانهای غیردانشگاهی
noncollegiate skills
مهارتهای غیردانشگاهی
noncollegiate experiences
تجربههای غیردانشگاهی
noncollegiate training
آموزش غیردانشگاهی
noncollegiate resources
منابع غیردانشگاهی
noncollegiate support
حمایت غیردانشگاهی
many noncollegiate programs focus on vocational training.
برنامههای غیر دانشگاهی بسیاری بر آموزش حرفهای تمرکز دارند.
noncollegiate sports can provide excellent physical fitness.
ورزشهای غیردانشگاهی میتوانند تناسب اندام عالی ارائه دهند.
she chose a noncollegiate path to pursue her passion.
او مسیر غیردانشگاهی را برای دنبال کردن اشتیاق خود انتخاب کرد.
noncollegiate education offers flexible learning options.
آموزش غیردانشگاهی گزینههای یادگیری انعطافپذیر ارائه میدهد.
he participates in noncollegiate activities to enhance his skills.
او در فعالیتهای غیردانشگاهی شرکت میکند تا مهارتهای خود را ارتقا دهد.
noncollegiate organizations often provide networking opportunities.
سازمانهای غیردانشگاهی اغلب فرصتهای شبکهسازی ارائه میدهند.
they offer noncollegiate courses that are very affordable.
آنها دورههای غیردانشگاهی ارائه میدهند که بسیار مقرون به صرفه هستند.
noncollegiate workshops can help improve practical skills.
کارگاههای غیردانشگاهی میتوانند به بهبود مهارتهای عملی کمک کنند.
she found a noncollegiate group that shares her interests.
او یک گروه غیردانشگاهی پیدا کرد که علایق او را به اشتراک میگذارد.
noncollegiate experiences can be just as valuable as formal education.
تجربیات غیردانشگاهی میتوانند به اندازه آموزش رسمی ارزشمند باشند.
noncollegiate activities
فعالیتهای غیردانشگاهی
noncollegiate programs
برنامههای غیردانشگاهی
noncollegiate students
دانشجویان غیردانشگاهی
noncollegiate courses
دورههای غیردانشگاهی
noncollegiate organizations
سازمانهای غیردانشگاهی
noncollegiate skills
مهارتهای غیردانشگاهی
noncollegiate experiences
تجربههای غیردانشگاهی
noncollegiate training
آموزش غیردانشگاهی
noncollegiate resources
منابع غیردانشگاهی
noncollegiate support
حمایت غیردانشگاهی
many noncollegiate programs focus on vocational training.
برنامههای غیر دانشگاهی بسیاری بر آموزش حرفهای تمرکز دارند.
noncollegiate sports can provide excellent physical fitness.
ورزشهای غیردانشگاهی میتوانند تناسب اندام عالی ارائه دهند.
she chose a noncollegiate path to pursue her passion.
او مسیر غیردانشگاهی را برای دنبال کردن اشتیاق خود انتخاب کرد.
noncollegiate education offers flexible learning options.
آموزش غیردانشگاهی گزینههای یادگیری انعطافپذیر ارائه میدهد.
he participates in noncollegiate activities to enhance his skills.
او در فعالیتهای غیردانشگاهی شرکت میکند تا مهارتهای خود را ارتقا دهد.
noncollegiate organizations often provide networking opportunities.
سازمانهای غیردانشگاهی اغلب فرصتهای شبکهسازی ارائه میدهند.
they offer noncollegiate courses that are very affordable.
آنها دورههای غیردانشگاهی ارائه میدهند که بسیار مقرون به صرفه هستند.
noncollegiate workshops can help improve practical skills.
کارگاههای غیردانشگاهی میتوانند به بهبود مهارتهای عملی کمک کنند.
she found a noncollegiate group that shares her interests.
او یک گروه غیردانشگاهی پیدا کرد که علایق او را به اشتراک میگذارد.
noncollegiate experiences can be just as valuable as formal education.
تجربیات غیردانشگاهی میتوانند به اندازه آموزش رسمی ارزشمند باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید