noncommercial use
استفاده غیرتجاری
noncommercial entity
نهاد غیرتجاری
noncommercial license
مجوز غیرتجاری
noncommercial purpose
هدف غیرتجاری
noncommercial activity
فعالیت غیرتجاری
noncommercial project
پروژه غیرتجاری
noncommercial organization
سازمان غیرتجاری
noncommercial website
وب سایت غیرتجاری
noncommercial funding
تامین مالی غیرتجاری
noncommercial distribution
توزیع غیرتجاری
he started a noncommercial project to help local artists.
او یک پروژه غیرتجاری برای کمک به هنرمندان محلی آغاز کرد.
the noncommercial organization focuses on environmental conservation.
سازمان غیرتجاری بر حفظ محیط زیست تمرکز دارد.
they organized a noncommercial event to raise awareness about climate change.
آنها یک رویداد غیرتجاری برای افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی برگزار کردند.
she volunteers for a noncommercial group that supports education.
او به عنوان داوطلب در یک گروه غیرتجاری که از آموزش حمایت می کند، فعالیت می کند.
the website offers noncommercial resources for teachers.
وب سایت منابع غیرتجاری برای معلمان ارائه می دهد.
his noncommercial films aim to inspire social change.
فیلم های غیرتجاری او با هدف الهام بخشیدن به تغییرات اجتماعی هستند.
they received a grant for their noncommercial art exhibition.
آنها برای نمایشگاه هنری غیرتجاری خود کمک مالی دریافت کردند.
many noncommercial initiatives rely on community support.
بسیاری از طرح های غیرتجاری به حمایت جامعه متکی هستند.
the noncommercial sector plays a vital role in society.
بخش غیرتجاری نقش مهمی در جامعه ایفا می کند.
she prefers to work on noncommercial projects that benefit others.
او ترجیح می دهد روی پروژه های غیرتجاری که به دیگران کمک می کند، کار کند.
noncommercial use
استفاده غیرتجاری
noncommercial entity
نهاد غیرتجاری
noncommercial license
مجوز غیرتجاری
noncommercial purpose
هدف غیرتجاری
noncommercial activity
فعالیت غیرتجاری
noncommercial project
پروژه غیرتجاری
noncommercial organization
سازمان غیرتجاری
noncommercial website
وب سایت غیرتجاری
noncommercial funding
تامین مالی غیرتجاری
noncommercial distribution
توزیع غیرتجاری
he started a noncommercial project to help local artists.
او یک پروژه غیرتجاری برای کمک به هنرمندان محلی آغاز کرد.
the noncommercial organization focuses on environmental conservation.
سازمان غیرتجاری بر حفظ محیط زیست تمرکز دارد.
they organized a noncommercial event to raise awareness about climate change.
آنها یک رویداد غیرتجاری برای افزایش آگاهی در مورد تغییرات آب و هوایی برگزار کردند.
she volunteers for a noncommercial group that supports education.
او به عنوان داوطلب در یک گروه غیرتجاری که از آموزش حمایت می کند، فعالیت می کند.
the website offers noncommercial resources for teachers.
وب سایت منابع غیرتجاری برای معلمان ارائه می دهد.
his noncommercial films aim to inspire social change.
فیلم های غیرتجاری او با هدف الهام بخشیدن به تغییرات اجتماعی هستند.
they received a grant for their noncommercial art exhibition.
آنها برای نمایشگاه هنری غیرتجاری خود کمک مالی دریافت کردند.
many noncommercial initiatives rely on community support.
بسیاری از طرح های غیرتجاری به حمایت جامعه متکی هستند.
the noncommercial sector plays a vital role in society.
بخش غیرتجاری نقش مهمی در جامعه ایفا می کند.
she prefers to work on noncommercial projects that benefit others.
او ترجیح می دهد روی پروژه های غیرتجاری که به دیگران کمک می کند، کار کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید