nonentities in society
افراد بیارزش در جامعه
political nonentities
افراد بیارزش سیاسی
nonentities of influence
افراد بیارزش با نفوذ
nonentities in business
افراد بیارزش در تجارت
cultural nonentities
افراد بیارزش فرهنگی
nonentities in history
افراد بیارزش در تاریخ
social nonentities
افراد بیارزش اجتماعی
nonentities of note
افراد بیارزش قابل توجه
nonentities in art
افراد بیارزش در هنر
economic nonentities
افراد بیارزش اقتصادی
in the grand scheme of things, they were mere nonentities.
در طرح کلی بزرگی، آنها صرفاً غیرقابل توجه بودند.
many people consider those who don't contribute to society as nonentities.
بسیاری از مردم کسانی را که به جامعه کمک نمی کنند، به عنوان افراد غیرقابل توجه در نظر می گیرند.
despite their efforts, they remained nonentities in the competitive market.
با وجود تلاش هایشان، آنها در بازار رقابتی همچنان غیرقابل توجه باقی ماندند.
he felt like a nonentity in a room full of successful people.
او در اتاقی پر از افراد موفق احساس می کرد که یک فرد غیرقابل توجه است.
nonentities often struggle to find their place in the world.
افراد غیرقابل توجه اغلب برای یافتن جایگاه خود در جهان تلاش می کنند.
her contributions were overlooked, making her feel like a nonentity.
تلاش های او نادیده گرفته شد، و باعث شد او احساس کند که یک فرد غیرقابل توجه است.
in the political arena, nonentities rarely make headlines.
در عرصه سیاسی، افراد غیرقابل توجه به ندرت تیتر اخبار را به خود اختصاص می دهند.
they were treated as nonentities by the more influential members of the group.
آنها توسط اعضای تأثیرگذارتر گروه به عنوان افراد غیرقابل توجه مورد نظر قرار گرفتند.
being labeled as nonentities can be demoralizing for aspiring artists.
برچسب خوردن به عنوان افراد غیرقابل توجه می تواند برای هنرمندان مشتاق دلسرد کننده باشد.
nonentities often find it hard to assert themselves in discussions.
افراد غیرقابل توجه اغلب برای ابراز وجود خود در بحث ها تلاش می کنند.
nonentities in society
افراد بیارزش در جامعه
political nonentities
افراد بیارزش سیاسی
nonentities of influence
افراد بیارزش با نفوذ
nonentities in business
افراد بیارزش در تجارت
cultural nonentities
افراد بیارزش فرهنگی
nonentities in history
افراد بیارزش در تاریخ
social nonentities
افراد بیارزش اجتماعی
nonentities of note
افراد بیارزش قابل توجه
nonentities in art
افراد بیارزش در هنر
economic nonentities
افراد بیارزش اقتصادی
in the grand scheme of things, they were mere nonentities.
در طرح کلی بزرگی، آنها صرفاً غیرقابل توجه بودند.
many people consider those who don't contribute to society as nonentities.
بسیاری از مردم کسانی را که به جامعه کمک نمی کنند، به عنوان افراد غیرقابل توجه در نظر می گیرند.
despite their efforts, they remained nonentities in the competitive market.
با وجود تلاش هایشان، آنها در بازار رقابتی همچنان غیرقابل توجه باقی ماندند.
he felt like a nonentity in a room full of successful people.
او در اتاقی پر از افراد موفق احساس می کرد که یک فرد غیرقابل توجه است.
nonentities often struggle to find their place in the world.
افراد غیرقابل توجه اغلب برای یافتن جایگاه خود در جهان تلاش می کنند.
her contributions were overlooked, making her feel like a nonentity.
تلاش های او نادیده گرفته شد، و باعث شد او احساس کند که یک فرد غیرقابل توجه است.
in the political arena, nonentities rarely make headlines.
در عرصه سیاسی، افراد غیرقابل توجه به ندرت تیتر اخبار را به خود اختصاص می دهند.
they were treated as nonentities by the more influential members of the group.
آنها توسط اعضای تأثیرگذارتر گروه به عنوان افراد غیرقابل توجه مورد نظر قرار گرفتند.
being labeled as nonentities can be demoralizing for aspiring artists.
برچسب خوردن به عنوان افراد غیرقابل توجه می تواند برای هنرمندان مشتاق دلسرد کننده باشد.
nonentities often find it hard to assert themselves in discussions.
افراد غیرقابل توجه اغلب برای ابراز وجود خود در بحث ها تلاش می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید