influencers marketing
بازاریابی تأثیرگذاران
follow influencers
دنبال کردن تأثیرگذاران
influencers collaborate
همکاری تأثیرگذاران
micro influencers
تأثیرگذاران خرد
influencer content
محتوای تأثیرگذار
becoming influencers
تبدیل شدن به تأثیرگذار
top influencers
تأثیرگذاران برتر
influencers promote
تأثیرگذاران تبلیغ میکنند
fake influencers
تأثیرگذاران جعلی
influencers' impact
تأثیر تأثیرگذاران
many brands partner with influencers to reach a wider audience.
بسیاری از برندها با اینفلوئنسرها همکاری میکنند تا مخاطبان گستردهتری را جذب کنند.
she's a travel influencer with a massive following on instagram.
او یک اینفلوئنسر سفر با دنبالکنندگان بسیار زیاد در اینستاگرام است.
the influencer's endorsement significantly boosted the product's sales.
تایید اینفلوئنسر به طور قابل توجهی فروش محصول را افزایش داد.
we hired micro-influencers to promote our new app.
ما اینفلوئنسرهای خرد استخدام کردیم تا برنامه جدید ما را تبلیغ کنند.
fake influencers and inflated follower counts are a growing problem.
اینفلوئنسرهای جعلی و تعداد دنبالکنندگان اغراقآمیز یک مشکل رو به رشد است.
the company carefully vets potential influencers before collaborating.
شرکت قبل از همکاری، اینفلوئنسرهای بالقوه را به دقت بررسی میکند.
influencers often disclose sponsored content to maintain transparency.
اینفلوئنسرها اغلب محتوای حمایتشده را برای حفظ شفافیت افشا میکنند.
he's become a successful influencer through consistent content creation.
او از طریق ایجاد مداوم محتوا به یک اینفلوئنسر موفق تبدیل شده است.
the influencer marketing campaign exceeded all expectations.
کمپین بازاریابی اینفلوئنسر از همه انتظارات فراتر رفت.
she's known for her authentic and relatable influencer persona.
او به خاطر شخصیت اینفلوئنسر اصیل و قابل ارتباطش شناخته میشود.
influencers can shape consumer behavior and purchasing decisions.
اینفلوئنسرها میتوانند رفتار مصرفکننده و تصمیمات خرید را شکل دهند.
the brand sought influencers with high engagement rates.
برند به دنبال اینفلوئنسرهایی با نرخ تعامل بالا بود.
influencers marketing
بازاریابی تأثیرگذاران
follow influencers
دنبال کردن تأثیرگذاران
influencers collaborate
همکاری تأثیرگذاران
micro influencers
تأثیرگذاران خرد
influencer content
محتوای تأثیرگذار
becoming influencers
تبدیل شدن به تأثیرگذار
top influencers
تأثیرگذاران برتر
influencers promote
تأثیرگذاران تبلیغ میکنند
fake influencers
تأثیرگذاران جعلی
influencers' impact
تأثیر تأثیرگذاران
many brands partner with influencers to reach a wider audience.
بسیاری از برندها با اینفلوئنسرها همکاری میکنند تا مخاطبان گستردهتری را جذب کنند.
she's a travel influencer with a massive following on instagram.
او یک اینفلوئنسر سفر با دنبالکنندگان بسیار زیاد در اینستاگرام است.
the influencer's endorsement significantly boosted the product's sales.
تایید اینفلوئنسر به طور قابل توجهی فروش محصول را افزایش داد.
we hired micro-influencers to promote our new app.
ما اینفلوئنسرهای خرد استخدام کردیم تا برنامه جدید ما را تبلیغ کنند.
fake influencers and inflated follower counts are a growing problem.
اینفلوئنسرهای جعلی و تعداد دنبالکنندگان اغراقآمیز یک مشکل رو به رشد است.
the company carefully vets potential influencers before collaborating.
شرکت قبل از همکاری، اینفلوئنسرهای بالقوه را به دقت بررسی میکند.
influencers often disclose sponsored content to maintain transparency.
اینفلوئنسرها اغلب محتوای حمایتشده را برای حفظ شفافیت افشا میکنند.
he's become a successful influencer through consistent content creation.
او از طریق ایجاد مداوم محتوا به یک اینفلوئنسر موفق تبدیل شده است.
the influencer marketing campaign exceeded all expectations.
کمپین بازاریابی اینفلوئنسر از همه انتظارات فراتر رفت.
she's known for her authentic and relatable influencer persona.
او به خاطر شخصیت اینفلوئنسر اصیل و قابل ارتباطش شناخته میشود.
influencers can shape consumer behavior and purchasing decisions.
اینفلوئنسرها میتوانند رفتار مصرفکننده و تصمیمات خرید را شکل دهند.
the brand sought influencers with high engagement rates.
برند به دنبال اینفلوئنسرهایی با نرخ تعامل بالا بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید