nonfarmer income
درآمد غیر کشاورز
nonfarmer jobs
اشتغال غیر کشاورز
nonfarmer households
خانوار های غیر کشاورز
nonfarmer activities
فعالیت های غیر کشاورزی
nonfarmer sector
بخش غیر کشاورزی
nonfarmer population
جمعیت غیر کشاورز
nonfarmer economy
اقتصاد غیر کشاورزی
nonfarmer labor
نیروی کار غیر کشاورز
nonfarmer investment
سرمایه گذاری غیر کشاورز
nonfarmer skills
مهارت های غیر کشاورز
many nonfarmers are interested in agricultural technology.
بسیاری از افراد غیر کشاورز به فناوریهای کشاورزی علاقه مند هستند.
nonfarmers often visit farmers' markets to buy fresh produce.
افراد غیر کشاورز اغلب برای خرید محصولات تازه از بازارهای کشاورزان بازدید میکنند.
nonfarmers play a crucial role in the rural economy.
افراد غیر کشاورز نقش مهمی در اقتصاد روستایی ایفا میکنند.
many nonfarmers are unaware of the challenges faced by farmers.
بسیاری از افراد غیر کشاورز از چالشهایی که کشاورزان با آن روبرو هستند آگاه نیستند.
nonfarmers contribute to local food systems in various ways.
افراد غیر کشاورز به روشهای مختلف به سیستمهای غذایی محلی کمک میکنند.
some nonfarmers are starting their own urban farms.
برخی از افراد غیر کشاورز در حال شروع مزارع شهری خود هستند.
nonfarmers may support agricultural policies through advocacy.
افراد غیر کشاورز ممکن است از طریق حمایت از سیاستهای کشاورزی حمایت کنند.
education programs for nonfarmers can promote sustainability.
برنامههای آموزشی برای افراد غیر کشاورز میتوانند ترویج پایداری کنند.
nonfarmers often engage in community-supported agriculture.
افراد غیر کشاورز اغلب در کشاورزی مورد حمایت جامعه مشارکت میکنند.
many nonfarmers are passionate about organic farming practices.
بسیاری از افراد غیر کشاورز نسبت به روشهای کشاورزی ارگانیک علاقه مند هستند.
nonfarmer income
درآمد غیر کشاورز
nonfarmer jobs
اشتغال غیر کشاورز
nonfarmer households
خانوار های غیر کشاورز
nonfarmer activities
فعالیت های غیر کشاورزی
nonfarmer sector
بخش غیر کشاورزی
nonfarmer population
جمعیت غیر کشاورز
nonfarmer economy
اقتصاد غیر کشاورزی
nonfarmer labor
نیروی کار غیر کشاورز
nonfarmer investment
سرمایه گذاری غیر کشاورز
nonfarmer skills
مهارت های غیر کشاورز
many nonfarmers are interested in agricultural technology.
بسیاری از افراد غیر کشاورز به فناوریهای کشاورزی علاقه مند هستند.
nonfarmers often visit farmers' markets to buy fresh produce.
افراد غیر کشاورز اغلب برای خرید محصولات تازه از بازارهای کشاورزان بازدید میکنند.
nonfarmers play a crucial role in the rural economy.
افراد غیر کشاورز نقش مهمی در اقتصاد روستایی ایفا میکنند.
many nonfarmers are unaware of the challenges faced by farmers.
بسیاری از افراد غیر کشاورز از چالشهایی که کشاورزان با آن روبرو هستند آگاه نیستند.
nonfarmers contribute to local food systems in various ways.
افراد غیر کشاورز به روشهای مختلف به سیستمهای غذایی محلی کمک میکنند.
some nonfarmers are starting their own urban farms.
برخی از افراد غیر کشاورز در حال شروع مزارع شهری خود هستند.
nonfarmers may support agricultural policies through advocacy.
افراد غیر کشاورز ممکن است از طریق حمایت از سیاستهای کشاورزی حمایت کنند.
education programs for nonfarmers can promote sustainability.
برنامههای آموزشی برای افراد غیر کشاورز میتوانند ترویج پایداری کنند.
nonfarmers often engage in community-supported agriculture.
افراد غیر کشاورز اغلب در کشاورزی مورد حمایت جامعه مشارکت میکنند.
many nonfarmers are passionate about organic farming practices.
بسیاری از افراد غیر کشاورز نسبت به روشهای کشاورزی ارگانیک علاقه مند هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید