nonpoisonous

[ایالات متحده]/nɒnˈpɔɪ.zən.əs/
[بریتانیا]/nɑnˈpɔɪ.zən.əs/

ترجمه

adj. بی‌ضرر یا غیرکشنده

عبارات و ترکیب‌ها

nonpoisonous plant

گیاه غیر سمی

nonpoisonous substance

ماده غیر سمی

nonpoisonous snake

مار غیر سمی

nonpoisonous mushroom

قارچ غیر سمی

nonpoisonous insect

حشره غیر سمی

nonpoisonous herb

گیاه دارویی غیر سمی

nonpoisonous fish

ماهی غیر سمی

nonpoisonous chemical

مواد شیمیایی غیر سمی

nonpoisonous flower

گل غیر سمی

nonpoisonous food

غذا غیر سمی

جملات نمونه

the snake is nonpoisonous and safe to handle.

مار غیر سمی و безопас برای دست زدن است.

many nonpoisonous plants are great for home gardens.

بسیاری از گیاهان غیر سمی برای باغ های خانگی عالی هستند.

it's important to identify nonpoisonous mushrooms before picking them.

قبل از چیدن آنها، شناسایی قارچ های غیر سمی مهم است.

children should learn about nonpoisonous insects.

باید در مورد حشرات غیر سمی به کودکان آموزش داد.

nonpoisonous fish can be kept in aquariums with other species.

ماهی های غیر سمی را می توان با گونه های دیگر در آکواریوم نگهداری کرد.

some nonpoisonous snakes make great pets.

برخی از مار غیر سمی ها حیوان خانگی خوبی هستند.

farmers often prefer nonpoisonous pesticides for safety.

کشاورزان اغلب ترجیح می دهند برای ایمنی از سموم دفع آفات غیر سمی استفاده کنند.

nonpoisonous plants can improve indoor air quality.

گیاهان غیر سمی می توانند کیفیت هوای داخل خانه را بهبود بخشند.

we should educate people about nonpoisonous species.

ما باید مردم را در مورد گونه های غیر سمی آموزش دهیم.

identifying nonpoisonous berries is crucial for foragers.

شناسایی انواع توت غیر سمی برای جمع کنندگان بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید