nonpolitical

[ایالات متحده]/nɒn.pəˈlɪt.ɪ.kəl/
[بریتانیا]/nɑːn.pəˈlɪt̬.ɪ.kəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر مرتبط با سیاست

عبارات و ترکیب‌ها

nonpolitical activity

فعالیت غیرسیاسی

nonpolitical stance

موضع غیرسیاسی

nonpolitical organization

سازمان غیرسیاسی

nonpolitical discussion

بحث غیرسیاسی

nonpolitical agenda

برنامه غیرسیاسی

nonpolitical issues

مسائل غیرسیاسی

nonpolitical views

نظرات غیرسیاسی

nonpolitical beliefs

اعتقادات غیرسیاسی

nonpolitical context

زمینه غیرسیاسی

nonpolitical engagement

مشارکت غیرسیاسی

جملات نمونه

the organization focuses on nonpolitical issues.

سازمان بر مسائل غیرسیاسی تمرکز دارد.

he prefers to engage in nonpolitical discussions.

او ترجیح می‌دهد در بحث‌های غیرسیاسی شرکت کند.

her art is intentionally nonpolitical.

هنر او عمداً غیرسیاسی است.

they support nonpolitical initiatives for community development.

آنها از طرح‌های غیرسیاسی برای توسعه جامعه حمایت می‌کنند.

the festival is a nonpolitical event celebrating culture.

جشنواره یک رویداد غیرسیاسی است که فرهنگ را جشن می‌گیرد.

nonpolitical organizations often focus on humanitarian efforts.

سازمان‌های غیرسیاسی اغلب بر تلاش‌های بشردوستانه تمرکز دارند.

she wrote a nonpolitical article about local wildlife.

او یک مقاله غیرسیاسی در مورد حیات وحش محلی نوشت.

his views are strictly nonpolitical in nature.

دیدگاه‌های او ذاتاً به شدت غیرسیاسی است.

they aim to create a nonpolitical platform for dialogue.

آنها قصد دارند یک پلتفرم غیرسیاسی برای گفتگو ایجاد کنند.

nonpolitical factors can greatly influence public opinion.

عوامل غیرسیاسی می‌توانند به طور قابل توجهی بر افکار عمومی تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید