nonrecoverable costs
هزینههای غیرقابل بازیافت
nonrecoverable assets
داراییهای غیرقابل بازیافت
nonrecoverable losses
زیانهای غیرقابل بازیافت
nonrecoverable expenses
هزینههای غیرقابل بازیافت
nonrecoverable funds
صندوقهای غیرقابل بازیافت
nonrecoverable damage
آسیبهای غیرقابل بازیافت
nonrecoverable debt
بدهیهای غیرقابل بازیافت
nonrecoverable investment
سرمایهگذاریهای غیرقابل بازیافت
nonrecoverable revenue
درآمد غیرقابل بازیافت
nonrecoverable time
زمان غیرقابل بازیافت
the data loss was deemed nonrecoverable.
از دست دادن دادهها غیرقابل بازیابی تشخیص داده شد.
he faced nonrecoverable costs in the project.
او هزینههای غیرقابل بازیابی را در پروژه متحمل شد.
the equipment suffered nonrecoverable damage.
تجهیزات دچار آسیب غیرقابل بازیابی شد.
they reported nonrecoverable expenses for the trip.
آنها هزینههای غیرقابل بازیابی را برای سفر گزارش کردند.
she realized the error was nonrecoverable.
او متوجه شد که خطا غیرقابل بازیابی است.
the investment turned out to be nonrecoverable.
سرمایهگذاری غیرقابل بازیابی بود.
nonrecoverable losses can impact the financial statement.
خسارات غیرقابل بازیابی میتواند بر صورتهای مالی تأثیر بگذارد.
they classified the assets as nonrecoverable.
آنها داراییها را غیرقابل بازیابی طبقهبندی کردند.
he was warned about the nonrecoverable nature of the loan.
او در مورد ماهیت غیرقابل بازیابی وام هشدار داده شد.
nonrecoverable funds were a major concern for the auditors.
بودجه غیرقابل بازیابی یک نگرانی بزرگ برای حسابرسان بود.
nonrecoverable costs
هزینههای غیرقابل بازیافت
nonrecoverable assets
داراییهای غیرقابل بازیافت
nonrecoverable losses
زیانهای غیرقابل بازیافت
nonrecoverable expenses
هزینههای غیرقابل بازیافت
nonrecoverable funds
صندوقهای غیرقابل بازیافت
nonrecoverable damage
آسیبهای غیرقابل بازیافت
nonrecoverable debt
بدهیهای غیرقابل بازیافت
nonrecoverable investment
سرمایهگذاریهای غیرقابل بازیافت
nonrecoverable revenue
درآمد غیرقابل بازیافت
nonrecoverable time
زمان غیرقابل بازیافت
the data loss was deemed nonrecoverable.
از دست دادن دادهها غیرقابل بازیابی تشخیص داده شد.
he faced nonrecoverable costs in the project.
او هزینههای غیرقابل بازیابی را در پروژه متحمل شد.
the equipment suffered nonrecoverable damage.
تجهیزات دچار آسیب غیرقابل بازیابی شد.
they reported nonrecoverable expenses for the trip.
آنها هزینههای غیرقابل بازیابی را برای سفر گزارش کردند.
she realized the error was nonrecoverable.
او متوجه شد که خطا غیرقابل بازیابی است.
the investment turned out to be nonrecoverable.
سرمایهگذاری غیرقابل بازیابی بود.
nonrecoverable losses can impact the financial statement.
خسارات غیرقابل بازیابی میتواند بر صورتهای مالی تأثیر بگذارد.
they classified the assets as nonrecoverable.
آنها داراییها را غیرقابل بازیابی طبقهبندی کردند.
he was warned about the nonrecoverable nature of the loan.
او در مورد ماهیت غیرقابل بازیابی وام هشدار داده شد.
nonrecoverable funds were a major concern for the auditors.
بودجه غیرقابل بازیابی یک نگرانی بزرگ برای حسابرسان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید