nonsexual

[ایالات متحده]/nɒnˈsɛkʃuəl/
[بریتانیا]/nɑnˈsɛkʃuəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر مرتبط با فعالیت جنسی یا مربوط به آن؛ بدون ویژگی‌های جنسی

عبارات و ترکیب‌ها

nonsexual behavior

رفتار جنسی غیر

nonsexual attraction

جذابیت جنسی غیر

nonsexual relationship

ارتباط جنسی غیر

nonsexual contact

تماس جنسی غیر

nonsexual feelings

احساسات جنسی غیر

nonsexual intimacy

亲密性 جنسی غیر

nonsexual friendship

دوستی جنسی غیر

nonsexual interests

علایق جنسی غیر

nonsexual connection

ارتباط جنسی غیر

جملات نمونه

they maintained a nonsexual friendship for years.

آنها سال‌ها یک دوستی غیرجنسی حفظ کردند.

the conference focused on nonsexual relationships in the workplace.

کنفرانس بر روی روابط غیرجنسی در محیط کار تمرکز داشت.

her nonsexual attraction to him was surprising.

جذابیت غیرجنسی او به او غیرمنتظره بود.

they decided to be nonsexual roommates.

آنها تصمیم گرفتند هم‌اتاق غیرجنسی باشند.

nonsexual intimacy can strengthen a relationship.

亲密关系 غیرجنسی می‌تواند یک رابطه را تقویت کند.

he appreciated their nonsexual bond.

او از پیوند غیرجنسی آنها قدردانی کرد.

the book explores nonsexual love between friends.

کتاب عشق غیرجنسی بین دوستان را بررسی می‌کند.

they enjoyed nonsexual activities together, like hiking.

آنها از فعالیت‌های غیرجنسی با هم لذت می‌بردند، مانند پیاده‌روی.

nonsexual connections are often overlooked in society.

ارتباطات غیرجنسی اغلب در جامعه نادیده گرفته می‌شوند.

she valued her nonsexual relationships just as much as romantic ones.

او به اندازه روابط عاشقانه، به روابط غیرجنسی خود اهمیت می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید