wholesome

[ایالات متحده]/ˈhəʊlsəm/
[بریتانیا]/ˈhoʊlsəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مفید برای سلامتی؛ ارتقاء دهنده سلامتی و بهزیستی. Compar. سالم‌تر، superl. سالم‌ترین.

جملات نمونه

simple, wholesome food; a wholesome climate.

غذا و آب و هوای ساده و سالم.

It wouldn't be wholesome for you to go there.

رفتن آنجا برای شما مناسب نخواهد بود.

This has had a wholesome effect on babies.

این اثر مثبتی بر روی نوزادان داشته است.

She enjoys cooking wholesome meals for her family.

او از پختن وعده های غذایی سالم برای خانواده اش لذت می برد.

They went for a walk in the wholesome countryside.

آنها برای پیاده روی به روستای سالم رفتند.

Watching a wholesome movie is a great way to relax.

تماشای یک فیلم سالم راهی عالی برای آرامش است.

Eating a wholesome breakfast is important for starting the day right.

خوردن صبحانه سالم برای شروع روز به درستی مهم است.

She has a wholesome approach to life, always focusing on positivity.

او رویکردی سالم به زندگی دارد و همیشه بر مثبت گرایی تمرکز می کند.

He believes in the power of wholesome relationships to bring happiness.

او به قدرت روابط سالم برای آوردن شادی اعتقاد دارد.

Spending time in nature is a wholesome way to recharge.

گذراندن وقت در طبیعت راهی سالم برای تجدید قوا است.

A wholesome diet includes a variety of fruits and vegetables.

یک رژیم غذایی سالم شامل انواع میوه ها و سبزیجات است.

She enjoys reading wholesome books that inspire her.

او از خواندن کتاب های الهام بخش و سالم لذت می برد.

Taking care of your mental health is just as important as maintaining a wholesome physical health.

مراقبت از سلامت روان به اندازه حفظ سلامت جسمانی سالم مهم است.

نمونه‌های واقعی

Radio 4 offers the implausibly wholesome " In Our Time" .

رادیو 4 برنامه "در زمان ما" را با وجود اینکه غیرقابل باور به نظر می‌رسد، ارائه می‌دهد.

منبع: The Economist (Summary)

You're offering a return to a wholesome world, and I am very, very grateful.

شما در حال پیشنهاد بازگشت به دنیایی سالم هستید و من بسیار بسیار سپاسگزارم.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 3

Like, good wholesome family meal, meatloaf.

مثل یک وعده غذایی خانوادگی سالم و خوشمزه، کوفته.

منبع: Gourmet Base

That's... - That's wholesome. That just feels hearty.

این... - این سالم است. فقط احساس می‌کند دلچوب است.

منبع: Gourmet Base

Work is wholesome, and there is plenty for everyone.

کار سالم است و برای همه فراوانی وجود دارد.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

Your milk and crackers. - Everything we do is so wholesome.

شیر و بیسکویت شما. - همه کارهایی که انجام می‌دهیم بسیار سالم است.

منبع: Roman Holiday Original Soundtrack

What could be a wholesome attitude toward passing interests and passions?

چه نگرشی سالم نسبت به علایق و اشتیاق‌های گذرا وجود دارد؟

منبع: DN.A+ L7

Consumed in isolation and moderation, each of these products may be perfectly wholesome.

مصرف جداگانه و با اعتدال، هر یک از این محصولات ممکن است کاملاً سالم باشند.

منبع: The Guardian (Article Version)

There was a wholesome bulkiness about his person and his position and Daisy was flattered.

او بدنی کلفت و سالم داشت و در موقعیت خود و دایزی متوجّه به این موضوع احساس غرور می‌کرد.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

Wholesome content related to older people has long been popular on Chinese social media platforms.

محتوای سالم مرتبط با افراد مسن، مدت طولانی در پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی چینی محبوب بوده است.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید