nonstick

[ایالات متحده]/ˌnɒnˈstɪk/
[بریتانیا]/ˌnɑːnˈstɪk/

ترجمه

adj. پوشیده شده به گونه‌ای که غذا به سطح آن نمی‌چسبد (به خصوص کف‌پن‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

nonstick pan

تابه نچسب

nonstick coating

روکش نچسب

nonstick surface

سطح نچسب

using nonstick

استفاده از نچسب

nonstick skillet

تابه نچسب

nonstick spray

اسپری نچسب

bought nonstick

نچسب خریداری کرد

clean nonstick

نچسب تمیز

nonstick cookware

تابه نچسب

was nonstick

نچسب بود

جملات نمونه

i love cooking breakfast on my nonstick skillet.

من عاشق پختن صبحانه در ماهیتای نچسبم.

the nonstick coating made cleaning the pan so easy.

روکش نچسب باعث شد تمیز کردن تابه بسیار آسان باشد.

make sure to use a nonstick spray when baking cookies.

هنگام پخت کوکی ها حتما از اسپری نچسب استفاده کنید.

the eggs slid right off the nonstick pan.

تخم مرغ ها به راحتی از ماهیتای نچسب جدا شدند.

replace your nonstick cookware when the coating wears off.

هنگامی که روکش از بین رفت، لوازم آشپزی نچسب خود را تعویض کنید.

use a soft spatula to protect the nonstick surface.

برای محافظت از سطح نچسب از کفگیر نرم استفاده کنید.

the nonstick baking sheet is perfect for roasting vegetables.

سینی پخت نچسب برای برشته کردن سبزیجات عالی است.

avoid using metal utensils on your nonstick cookware.

از استفاده از وسایل فلزی روی لوازم آشپزی نچسب خودداری کنید.

i purchased a new nonstick frying pan yesterday.

من دیروز یک ماهیتای سرخ کن نچسب جدید خریدم.

the recipe called for a 10-inch nonstick pan.

دستور غذا نیاز به یک ماهیتای نچسب 10 اینچی داشت.

even cooking is possible with a good nonstick pan.

با یک ماهیتای نچسب خوب می توان به طور یکنواخت پخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید