nontypical

[ایالات متحده]/nɒnˈtɪpɪkəl/
[بریتانیا]/nɑnˈtɪpɪkəl/

ترجمه

adj. غیرمعمولی; مطابق با نوع معمول نیست

عبارات و ترکیب‌ها

nontypical behavior

رفتار غیرمعمول

nontypical response

پاسخ غیرمعمول

nontypical pattern

الگوی غیرمعمول

nontypical example

مثال غیرمعمول

nontypical case

حالت غیرمعمول

nontypical outcome

نتیجه غیرمعمول

nontypical feature

ویژگی غیرمعمول

nontypical situation

وضعیت غیرمعمول

nontypical trend

روند غیرمعمول

nontypical scenario

سناریوی غیرمعمول

جملات نمونه

his behavior was nontypical for someone in his position.

رفتار او برای کسی در موقعیت او غیرمعمول بود.

the nontypical results of the experiment surprised the researchers.

نتایج غیرمعمول آزمایش محققان را شگفت زده کرد.

she has a nontypical approach to problem-solving.

او یک رویکرد غیرمعمول برای حل مسئله دارد.

his nontypical interests set him apart from his peers.

علایق غیرمعمول او او را از همسالانش متمایز می کند.

the nontypical weather patterns this year are concerning.

الگوهای آب و هوای غیرمعمول امسال نگران کننده است.

they found a nontypical species of fish in the river.

آنها یک گونه ماهی غیرمعمول را در رودخانه پیدا کردند.

her nontypical career path surprised many of her colleagues.

مسیر شغلی غیرمعمول او بسیاری از همکارانش را شگفت زده کرد.

the nontypical architecture of the building caught everyone's attention.

معماری غیرمعمول ساختمان توجه همه را جلب کرد.

his nontypical lifestyle choices often spark conversations.

انتخاب های غیرمعمول سبک زندگی او اغلب باعث ایجاد گفتگو می شود.

the nontypical patterns in the data indicate a new trend.

الگوهای غیرمعمول در داده ها نشان دهنده یک روند جدید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید