nonvertebral fracture
شکستگی غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral pain
درد غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral injury
آسیب غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral symptoms
симptomهای غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral lesions
لکههای غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral region
منطقه غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral anatomy
آناتومی غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral findings
یافتههای غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral structures
ساختارهای غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral disorders
اختلالات غیر استخوانهای ستون فقرات
the surgeon traced the nonvertebral artery carefully before making the incision.
جراح با دقت عروق غیر استخوانی را قبل از ایجاد برش دنبال کرد.
a nonvertebral fracture in the chest wall can be difficult to detect on a quick exam.
شکستگی غیر استخوانی در دیواره سینه ممکن است در یک معاینه سریع دشوار باشد.
the report described nonvertebral pain that worsened with deep breathing.
گزارش درد غیر استخوانی را که با تنفس عمیق بدتر میشد، توصیف کرد.
after the fall, imaging showed a nonvertebral lesion near the scapula.
پس از سقوط، تصویربرداری یک لکه غیر استخوانی نزدیک گردن شانه را نشان داد.
the trial tracked nonvertebral bone loss to assess overall fracture risk.
این آزمایش از دست دادن استخوان غیر استخوانی را دنبال کرد تا خطر شکستگی کلی را ارزیابی کند.
she received treatment for a nonvertebral compression injury in her ribs.
او درمانی برای آسیب فشاری غیر استخوانی در ریشههایش دریافت کرد.
the clinician noted nonvertebral tenderness along the sternum.
کارشناس بالینی ناراحتی غیر استخوانی را در طول استernal یادداشت کرد.
they compared vertebral and nonvertebral fractures in the study population.
آنها در جمعیت مطالعه شکستگیهای استخوانی و غیر استخوانی را با هم مقایسه کردند.
the scan ruled out a vertebral injury but confirmed nonvertebral damage to the pelvis.
اسکن آسیب استخوانی را رد کرد اما آسیب غیر استخوانی به لگن را تأیید کرد.
his osteoporosis medication was evaluated for reducing nonvertebral fracture rates.
داروی اسکلتهای او برای کاهش نرخ شکستگیهای غیر استخوانی ارزیابی شد.
the team monitored nonvertebral symptoms to decide whether further testing was needed.
تیم علائم غیر استخوانی را نظارت کرد تا تصمیم بگیرد آیا آزمایشهای بیشتر لازم است یا خیر.
the pathologist documented nonvertebral involvement without spinal extension.
پاتولوژیست مشارکت غیر استخوانی را بدون گسترش نخاعی ثبت کرد.
nonvertebral fracture
شکستگی غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral pain
درد غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral injury
آسیب غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral symptoms
симptomهای غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral lesions
لکههای غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral region
منطقه غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral anatomy
آناتومی غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral findings
یافتههای غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral structures
ساختارهای غیر استخوانهای ستون فقرات
nonvertebral disorders
اختلالات غیر استخوانهای ستون فقرات
the surgeon traced the nonvertebral artery carefully before making the incision.
جراح با دقت عروق غیر استخوانی را قبل از ایجاد برش دنبال کرد.
a nonvertebral fracture in the chest wall can be difficult to detect on a quick exam.
شکستگی غیر استخوانی در دیواره سینه ممکن است در یک معاینه سریع دشوار باشد.
the report described nonvertebral pain that worsened with deep breathing.
گزارش درد غیر استخوانی را که با تنفس عمیق بدتر میشد، توصیف کرد.
after the fall, imaging showed a nonvertebral lesion near the scapula.
پس از سقوط، تصویربرداری یک لکه غیر استخوانی نزدیک گردن شانه را نشان داد.
the trial tracked nonvertebral bone loss to assess overall fracture risk.
این آزمایش از دست دادن استخوان غیر استخوانی را دنبال کرد تا خطر شکستگی کلی را ارزیابی کند.
she received treatment for a nonvertebral compression injury in her ribs.
او درمانی برای آسیب فشاری غیر استخوانی در ریشههایش دریافت کرد.
the clinician noted nonvertebral tenderness along the sternum.
کارشناس بالینی ناراحتی غیر استخوانی را در طول استernal یادداشت کرد.
they compared vertebral and nonvertebral fractures in the study population.
آنها در جمعیت مطالعه شکستگیهای استخوانی و غیر استخوانی را با هم مقایسه کردند.
the scan ruled out a vertebral injury but confirmed nonvertebral damage to the pelvis.
اسکن آسیب استخوانی را رد کرد اما آسیب غیر استخوانی به لگن را تأیید کرد.
his osteoporosis medication was evaluated for reducing nonvertebral fracture rates.
داروی اسکلتهای او برای کاهش نرخ شکستگیهای غیر استخوانی ارزیابی شد.
the team monitored nonvertebral symptoms to decide whether further testing was needed.
تیم علائم غیر استخوانی را نظارت کرد تا تصمیم بگیرد آیا آزمایشهای بیشتر لازم است یا خیر.
the pathologist documented nonvertebral involvement without spinal extension.
پاتولوژیست مشارکت غیر استخوانی را بدون گسترش نخاعی ثبت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید