north-east

[ایالات متحده]/[nɔːθˌiːst]/
[بریتانیا]/[ˈnɔːrθˌiːst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به سمت شمال شرق
n. جهت 45 درجه از شمال؛ یک منطقه در انگلستان
adj. قرار گرفته یا رو به شمال شرق

عبارات و ترکیب‌ها

north-east england

شمال شرق انگلستان

north-east wind

باد شمال شرق

north-east direction

جهت شمال شرق

north-east corner

گوشه شمال شرق

moving north-east

حرکت به سمت شمال شرق

north-east side

طرف شمال شرق

north-east region

منطقه شمال شرق

north-east asia

آسیا شمال شرق

north-east passage

مسیر شمال شرق

north-east coast

ساحل شمال شرق

جملات نمونه

the wind was blowing strongly from the north-east.

باد از شمال شرقی به شدت بوزید.

we drove for hours to reach the north-east coast.

ما چند ساعت رانندگی کردیم تا به ساحل شمال شرقی برسیم.

the north-east corner of the garden gets the most sun.

گوشه شمال شرقی باغ بیشترین نور خورشید را دریافت می کند.

the company is expanding its operations to the north-east region.

شرکت در حال گسترش فعالیت های خود به منطقه شمال شرقی است.

the north-east trade winds are reliable for sailing.

بادهای تجاری شمال شرقی برای کشتی رانی معتبر هستند.

he grew up in a small town in the north-east.

او در یک شهرک کوچک در شمال شرقی بزرگ شد.

the north-east direction is often associated with new beginnings.

جهت شمال شرقی معمولاً با شروع های جدید مرتبط است.

the north-east monsoon brings heavy rain during the season.

منطقه جنوب شرقی در فصل باران های زیادی را به همراه می آورد.

the city is located in the north-east part of the country.

این شهر در بخش شمال شرقی کشور قرار دارد.

we hiked north-east along the ridge for several miles.

ما چند مایل به سمت شمال شرقی در طول کمربند کوهستان پیاده روی کردیم.

the north-east sector of the market is experiencing growth.

بخش شمال شرقی بازار در حال رشد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید