north-northeast

[ایالات متحده]/[nɔːθˌnɔːθˌiːst]/
[بریتانیا]/[ˈnɔːrθˌnɔːθˌiːst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جهتی که 22.5 درجه به سمت شرق از شمال است.
adv. در جهت شمال-شمال شرق.

عبارات و ترکیب‌ها

north-northeast winds

بادهای شمال-شمالشرق

heading north-northeast

جهت شمال-شمالشرق

north-northeast sector

منطقه شمال-شمالشرق

moving north-northeast

حرکت به سمت شمال-شمالشرق

due north-northeast

به طور مستقیم شمال-شمالشرق

strong north-northeast

بادهای قوی شمال-شمالشرق

north-northeast passage

عبور از شمال-شمالشرق

from north-northeast

از شمال-شمالشرق

towards north-northeast

به سمت شمال-شمالشرق

near north-northeast

نزدیک شمال-شمالشرق

جملات نمونه

the wind shifted slightly, now blowing from the north-northeast.

باد کمی جابه جا شد و اکنون از شمال-شمال شرقی باد می‌وزد.

our route required a long trek north-northeast across the plains.

مسیر ما نیاز به یک سفر طولانی به سمت شمال-شمال شرقی از طریق سرزمین‌های گسترده داشت.

the research team established their base camp in the north-northeast sector.

تیم تحقیقاتی اردوگاه پایه‌ای خود را در منطقه شمال-شمال شرقی ایجاد کرد.

we aimed our cameras north-northeast, hoping to capture the aurora.

ما دوربین‌های خود را به سمت شمال-شمال شرقی تنظیم کردیم، امیدوار به ثبت قطبی‌های نور.

the town was located approximately three miles north-northeast of the river.

این شهر در حدود سه مایل شمال-شمال شرقی رودخانه قرار داشت.

the signal originated from a point directly north-northeast of our position.

سیگنال از نقطه‌ای که به طور مستقیم در شمال-شمال شرقی موقعیت ما قرار داشت، ارسال شد.

the ship was heading north-northeast, battling against the strong current.

کشتی به سمت شمال-شمال شرقی حرکت می‌کرد و با جریان قوی مبارزه می‌کرد.

the mountain range stretched far north-northeast, disappearing into the distance.

پهنه کوه‌ها به طور گسترده به سمت شمال-شمال شرقی امتداد می‌یافت و در فاصله‌ی دور از دیدگاه ناپدید می‌شد.

the flight path curved gradually north-northeast towards its destination.

مسیر پرواز به تدریج به سمت شمال-شمال شرقی منحرف شد و به سوی مقصد خود حرکت می‌کرد.

we navigated using the compass, heading steadily north-northeast.

ما با استفاده از کامپاس راه‌یابی کردیم و به طور پیوسته به سمت شمال-شمال شرقی حرکت می‌کردیم.

the storm front was moving rapidly north-northeast across the state.

رو به روی طوفان به سرعت به سمت شمال-شمال شرقی از طریق این ایالت حرکت می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید