northeastbound

[ایالات متحده]/[ˌnɔːθˈiːstˌbaʊnd]/
[بریتانیا]/[ˌnɔːθˈiːstˌbaʊnd]/

ترجمه

adj. جهت شمال شرقی را داشته یا به سمت شمال شرقی باشد.
adv. به سمت شمال شرقی؛ در جهت شمال شرقی.
n. یک مسیر یا مسیری که به سمت شمال شرقی می‌رود.

عبارات و ترکیب‌ها

northeastbound train

قطار شمال شرق

be northeastbound

شمال شرق باشد

heading northeastbound

به سمت شمال شرق حرکت کند

northeastbound route

مسیر شمال شرق

was northeastbound

شمال شرق بود

stay northeastbound

در شمال شرق باقی بماند

completely northeastbound

کاملاً شمال شرق

initially northeastbound

در ابتدا شمال شرق

becoming northeastbound

در حال شدن به شمال شرق

express northeastbound

نوع سریع شمال شرق

جملات نمونه

the train was significantly delayed, but we were still northeastbound.

قطار به طور قابل توجهی به تعویق افتاد، اما ما هنوز به سمت شمال شرقی حرکت می کردیم.

heavy snowfall made the northeastbound highway treacherous.

باران برفی زیادی باعث شد که جاده‌ای که به سمت شمال شرقی می‌رفت خطرناک شود.

we continued northeastbound, hoping to reach the city by nightfall.

ما به سمت شمال شرقی ادامه دادیم، امیدوار بودیم تا به شهر برسیم قبل از نزول آفتاب.

the bus made a brief stop before resuming its northeastbound route.

این اتوبوس قبل از اینکه مسیر شمال شرقی خود را ادامه دهد، یک توقف مختصر داشت.

the cargo ship was northeastbound, heading towards vladivostok.

کشتی کالا به سمت شمال شرقی حرکت می کرد و به سمت ویلادیوستوک می‌رفت.

despite the detour, the interstate remained largely northeastbound.

هر چند که این مسیر غیر معمول بود، این جاده‌ای اصلی هنوز به طور کلی به سمت شمال شرقی حرکت می کرد.

the river flowed steadily northeastbound, carving through the landscape.

رودخانه به طور پیوسته به سمت شمال شرقی جریان داشت و از طریق مناظر طبیعی می گذشت.

the flight path was primarily northeastbound, crossing several states.

مسیر پرواز اصلی به سمت شمال شرقی بود و از چندین ایالت عبور می کرد.

the pipeline was constructed to transport oil northeastbound.

این خط لوله برای حمل نفت به سمت شمال شرقی ساخته شد.

the migration pattern showed a clear northeastbound trend.

الگوی مهاجرت یک روند واضح به سمت شمال شرقی نشان می داد.

we watched the cars stream northeastbound on the interstate.

ما اتومبیل‌ها را در حال حرکت به سمت شمال شرقی روی جاده‌ای اصلی دیدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید