cold northerlies
بادهای شمالی سرد
strong northerlies
بادهای شمالی قوی
prevailing northerlies
بادهای شمالی غالب
seasonal northerlies
بادهای شمالی فصلی
steady northerlies
بادهای شمالی پیوسته
light northerlies
بادهای شمالی ملایم
northerlies pattern
الگوی بادهای شمالی
northerlies shift
تغییر بادهای شمالی
northerlies front
جبهه بادهای شمالی
northerlies breeze
نسیم بادهای شمالی
the northerlies brought a chill to the evening air.
وزش بادهای شمالی، سرمایی را به هوای شب آورد.
we can expect northerlies throughout the week.
ما میتوانیم انتظار وزش بادهای شمالی را در طول هفته داشته باشیم.
the sailing conditions improved with the northerlies.
شرایط قایقرانی با وزش بادهای شمالی بهبود یافت.
northerlies often signal a change in the weather.
بادهای شمالی اغلب نشاندهنده تغییر آب و هوا هستند.
the forecast predicts strong northerlies tomorrow.
پیشبینی هواشناسی برای فردا، بادهای شمالی قوی پیشبینی میکند.
farmers appreciate the northerlies during the harvest season.
کشاورزان در فصل برداشت محصول از وزش بادهای شمالی قدردانی میکنند.
we felt the northerlies as we walked along the coast.
ما در حالی که در امتداد ساحل قدم میزدیم، وزش بادهای شمالی را احساس کردیم.
he enjoys flying kites in the northerlies.
او از پرواز بالن در بادهای شمالی لذت میبرد.
the northerlies can be quite strong in winter.
بادهای شمالی میتوانند در زمستان بسیار قوی باشند.
travelers should prepare for the northerlies in the mountains.
سفرکنندگان باید برای بادهای شمالی در کوهها آماده شوند.
cold northerlies
بادهای شمالی سرد
strong northerlies
بادهای شمالی قوی
prevailing northerlies
بادهای شمالی غالب
seasonal northerlies
بادهای شمالی فصلی
steady northerlies
بادهای شمالی پیوسته
light northerlies
بادهای شمالی ملایم
northerlies pattern
الگوی بادهای شمالی
northerlies shift
تغییر بادهای شمالی
northerlies front
جبهه بادهای شمالی
northerlies breeze
نسیم بادهای شمالی
the northerlies brought a chill to the evening air.
وزش بادهای شمالی، سرمایی را به هوای شب آورد.
we can expect northerlies throughout the week.
ما میتوانیم انتظار وزش بادهای شمالی را در طول هفته داشته باشیم.
the sailing conditions improved with the northerlies.
شرایط قایقرانی با وزش بادهای شمالی بهبود یافت.
northerlies often signal a change in the weather.
بادهای شمالی اغلب نشاندهنده تغییر آب و هوا هستند.
the forecast predicts strong northerlies tomorrow.
پیشبینی هواشناسی برای فردا، بادهای شمالی قوی پیشبینی میکند.
farmers appreciate the northerlies during the harvest season.
کشاورزان در فصل برداشت محصول از وزش بادهای شمالی قدردانی میکنند.
we felt the northerlies as we walked along the coast.
ما در حالی که در امتداد ساحل قدم میزدیم، وزش بادهای شمالی را احساس کردیم.
he enjoys flying kites in the northerlies.
او از پرواز بالن در بادهای شمالی لذت میبرد.
the northerlies can be quite strong in winter.
بادهای شمالی میتوانند در زمستان بسیار قوی باشند.
travelers should prepare for the northerlies in the mountains.
سفرکنندگان باید برای بادهای شمالی در کوهها آماده شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید