northerlies

[ایالات متحده]/ˈnɔːðəlaɪz/
[بریتانیا]/ˈnɔrðərlaɪz/

ترجمه

adj. مربوط به شمال
adv. از شمال
n. باد شمالی; بادی که از شمال می‌وزد

عبارات و ترکیب‌ها

cold northerlies

بادهای شمالی سرد

strong northerlies

بادهای شمالی قوی

prevailing northerlies

بادهای شمالی غالب

seasonal northerlies

بادهای شمالی فصلی

steady northerlies

بادهای شمالی پیوسته

light northerlies

بادهای شمالی ملایم

northerlies pattern

الگوی بادهای شمالی

northerlies shift

تغییر بادهای شمالی

northerlies front

جبهه بادهای شمالی

northerlies breeze

نسیم بادهای شمالی

جملات نمونه

the northerlies brought a chill to the evening air.

وزش بادهای شمالی، سرمایی را به هوای شب آورد.

we can expect northerlies throughout the week.

ما می‌توانیم انتظار وزش بادهای شمالی را در طول هفته داشته باشیم.

the sailing conditions improved with the northerlies.

شرایط قایقرانی با وزش بادهای شمالی بهبود یافت.

northerlies often signal a change in the weather.

بادهای شمالی اغلب نشان‌دهنده تغییر آب و هوا هستند.

the forecast predicts strong northerlies tomorrow.

پیش‌بینی هواشناسی برای فردا، بادهای شمالی قوی پیش‌بینی می‌کند.

farmers appreciate the northerlies during the harvest season.

کشاورزان در فصل برداشت محصول از وزش بادهای شمالی قدردانی می‌کنند.

we felt the northerlies as we walked along the coast.

ما در حالی که در امتداد ساحل قدم می‌زدیم، وزش بادهای شمالی را احساس کردیم.

he enjoys flying kites in the northerlies.

او از پرواز بالن در بادهای شمالی لذت می‌برد.

the northerlies can be quite strong in winter.

بادهای شمالی می‌توانند در زمستان بسیار قوی باشند.

travelers should prepare for the northerlies in the mountains.

سفرکنندگان باید برای بادهای شمالی در کوه‌ها آماده شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید