northwest

[ایالات متحده]/ˌnɔ:θˈwest/
[بریتانیا]/ˌnɔrθˈwɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جهت بین شمال و غرب؛ منطقه شمال غرب
adj. واقع در یا به سمت شمال غرب؛ رو به شمال غرب یا متمایل به شمال غرب
adv. در جهت شمال غرب؛ به سمت شمال غرب؛ از شمال غرب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

the northwest region

منطقه شمال غربی

northwest wind

باد شمال غربی

northwest airlines

شرکت هواپیمایی شمال غربی

northwest territory

منطقه شمال غربی

جملات نمونه

A northwest wind is blowing.

یک باد شمال غربی می‌وزد.

the northwest shoulder of Europe

شانه شمال غربی اروپا

The country lies on the northwest of France.

این کشور در شمال غربی فرانسه واقع شده است.

Take the northwest road; it is the shortest way.

از جاده شمال غربی استفاده کنید؛ کوتاه‌ترین راه است.

the first west-to-east transit of the Northwest Passage.

اولین گذرگاه شرق به غرب از گذرگاه شمال غربی.

He often flies Northwest Airlines.

او اغلب با خطوط هوایی نورثوست پرواز می‌کند.

I was aboard the St Roch shortly before she sailed for the Northwest Passage.

من مدتی قبل از اینکه او به سمت مسیر شمال غربی حرکت کرد، سوار سنت روچ شدم.

A city of eastern Wisconsin on Lake Winnebago north-northwest of Fond du Lac.

شهری در ویسکانسین شرقی در کنار دریاچه وینه‌باگو، شمال غربی شمال فون دو لک.

Alexander carried his victorious arms into Northwest India.

الکساندر ارتش پیروز خود را به شمال غربی هند برد.

To reduce the cost of development,Northwest Subcompany arrangemented the first dual branch TK908DH well in Tahe Oilfield nine zone.

به منظور کاهش هزینه های توسعه، شرکت فرعی شمال غربی اولین چاه دو شاخه TK908DH را در منطقه 9 میدان نفتی تاهه ترتیب داد.

Northwest Coast Native American heritage is demonstrated in Tillicum Village, where visitors enjoy traditional salmon bakes and native dances.

ارث بومیان آمریکایی ساحل شمال غربی در دهکده تیلی‌کام نشان داده شده است، جایی که بازدیدکنندگان از پخت ماهی سالمون سنتی و رقص‌های بومی لذت می‌برند.

ancient transalpine Gaul was an area northwest of the Alps and included modern France and Belgium; Cracow was a transalpine university.

گُل (Gaul) ترانس‌آلپین باستانی منطقه‌ای شمال غربی آلپ بود و شامل فرانسه و بلژیک مدرن می‌شد؛ کراکو یک دانشگاه ترانس‌آلپین بود.

In the northwest of China, auriferous altered cataclasite, adular-sericite quartz vein and quartz reef types are present, and metallogenetic epoch is mainly Hercynian period.

در شمال غربی چین، کاتاکلاست تغییر یافته طلایی، رگه کوارتز آدولار-سریسیتی و انواع صخره‌های کوارتزی وجود دارد و عصر فلزات عمدتاً دوره هرسینی است.

The Ke Tengqi overcoming assorted that is located in ministry of northwest of bare peak city is a mountainous arenose area, resource contain is rich, development potential is great.

کِ تِنگ‌چی که در وزارت شمال غربی شهر قله برهنه واقع شده، یک منطقه کوهستانی با منابع غنی و پتانسیل توسعه زیاد است.

Main macerals of hydrocarbon generation are sporinite, cutinite, alginite, bituminite, liptodetrinite and desmocollnite in source rocks from Jurassic coal measure in Northwest China.

میسرال های اصلی تولید هیدروکربن ها عبارتند از اسپورینیت، کوتینیت، الگینیت، بیومینیت، لیپتودترینیت و دسموکولنیت در سنگ های منبع از ذخایر زغال سنگ ژوراسیک در شمال غربی چین.

These sand and dust are not Beijing " produce formerly " , its " birthplace " it is Lin Cao the northwest that rate of establish coverture top is not worth 5 % saves the desert with area barren bleak.

این شن و خاک و غبار متعلق به پکن نیستند، بلکه "تولید سابق" آن است، بلکه "زادگاه" آن لین کاو در شمال غربی است که نرخ ایجاد پوشش بالا ارزش 5٪ را برای نجات بیابان با منطقه باریک و دلگیر ندارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید