southeast

[ایالات متحده]/ˌsaʊθˈi:st/
[بریتانیا]/ˌsaʊθˈist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه جنوب شرقی
adv. به سمت جنوب شرقی
adj. واقع در یا متعلق به جنوب شرقی؛ جنوب شرقی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

in the southeast

در جنوب شرقی

southeast direction

جهت جنوب شرقی

southeast asia

جنوب شرقی آسیا

جملات نمونه

She traveled to the southeast for a relaxing vacation.

او برای یک تعطیلات آرامش بخش به جنوب شرقی سفر کرد.

The storm is moving towards the southeast.

طوفان به سمت جنوب شرقی در حال حرکت است.

The southeast region of the country is known for its delicious cuisine.

منطقه جنوب شرقی کشور به دلیل غذاهای خوشمزه اش معروف است.

They are planning a road trip to explore the southeast coast.

آنها در حال برنامه ریزی یک سفر جاده ای برای کشف سواحل جنوب شرقی هستند.

The southeast corner of the garden is the perfect spot for a picnic.

گوشه جنوب شرقی باغ مکان مناسبی برای پیک نیک است.

The southeast wind brought a refreshing breeze on a hot day.

باد جنوب شرقی در یک روز گرم نسیمی خنک آورد.

The southeast side of the building gets the most sunlight in the afternoon.

طرف جنوب شرقی ساختمان بیشترین نور خورشید را در بعد از ظهر دریافت می کند.

They hiked through the dense forests of the southeast mountains.

آنها از میان جنگل های متراکم کوه های جنوب شرقی عبور کردند.

The southeast Asian culture is rich in traditions and customs.

فرهنگ آسیای جنوب شرقی غنی از سنت ها و آداب و رسوم است.

The southeast direction is where the sunrise can be seen from their balcony.

جهت جنوب شرقی جایی است که می توان طلوع خورشید را از بالکن آنها دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید