noted

[ایالات متحده]/'nəʊtɪd/
[بریتانیا]/'notɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. معروف; مشهور
Word Forms
قسمت سوم فعلnoted
زمان گذشتهnoted

عبارات و ترکیب‌ها

take note of

توجه کنید

noted for

معروف برای

جملات نمونه

a noted patron of the arts.

یک حامی برجسته هنر

noted the time of each arrival.

زمان ورود هر فرد را یادداشت کرد.

noted the lateness of their arrival.

تاخیر در رسیدن آنها را یادداشت کرد.

He is noted as a marksman.

او به عنوان یک تیرانداز ماهر شناخته شده است.

The young man was noted for gallantry.

جوان به دلیل شجاعت مورد توجه بود.

They noted David to be too clever.

آنها دیوید را بیش از حد باهوش دانستند.

an eminent historian.See Synonyms at noted

یک مورخ برجسته. به مترادف‌ها در مورد مشخص شده مراجعه کنید

formed a commission of notable citizens.See Synonyms at noted

یک کمیسیون از شهروندان برجسته تشکیل داد. برای یافتن مترادف ها به کلمه مورد نظر مراجعه کنید

The local hotel is noted for its good table.

هتل محلی به خاطر غذای خوبش مشهور است.

The town is noted for its health resort.

شهر به مجتمع درمانی آن معروف است.

the minister is not noted for his breadth of vision.

وزیر به خاطر دامنه دیدش شناخته نمی شود.

Graham noted the numbers down carefully.

گرهام اعداد را با دقت یادداشت کرد.

he noted her eccentric appearance.

او به ظاهر عجیب و غریب او اشاره کرد.

the noted Hollywood middleman and go-getter extraordinaire.

واسطه‌گر و فرد موفق مشهور هالیوود.

she noted the gist of each message.

او نکات اصلی هر پیام را یادداشت کرد.

he noted the slavish, feudal respect they had for her.

او احترام برده‌وار و فئودالی که نسبت به او داشتند را متوجه شد.

The policeman noted down every word he said.

שוטر پلیس هر کلمه‌ای که گفت را یادداشت کرد.

It noted that mycoprotein is not a mushroom, which is a common food.

توجه کرد که مایکوروپروتئین قارچ نیست، که یک غذای رایج است.

I have noted and overridden your protests.

اعتراضات شما را یادداشت و لغو کرده ام.

نمونه‌های واقعی

Your objection is noted for the record.

اعتراض شما برای سوابق ثبت شد.

منبع: Out of Control Season 3

California, it should be noted, isn't leading the way here.

کالیفرنیا، همانطور که باید توجه داشت، در اینجا پیشرو نیست.

منبع: Gaokao Reading Real Questions

It's something that Taster boss Anton has noted too.

این چیزی است که آنتون، رئیس Taster، نیز به آن اشاره کرده است.

منبع: 6 Minute English

Noted, noted, and noted. But I was asking your mother.

ثبت شد، ثبت شد و ثبت شد. اما من از مادرت می‌پرسیدم.

منبع: Lost Girl Season 05

This is a point that cannot be noted enough, he said.

او گفت این نکته ای است که نمی توان آن را به اندازه کافی ثبت کرد.

منبع: VOA Special December 2016 Collection

But there was a victory inside this deliverance, which should be noted.

اما پیروزی در این رهایی وجود داشت که باید به آن توجه کرد.

منبع: Dunkirk Selection

The city will be looking into the three areas that the commission noted.

شهر در حال بررسی سه حوزه ای است که کمیسیون به آنها اشاره کرد.

منبع: Vox opinion

It noted these differences had become " supercharged" since the COVID-19 pandemic.

این تفاوت‌ها از زمان همه‌گیری COVID-19 به شدت افزایش یافته‌اند.

منبع: This month VOA Special English

Goglia noted that the gases released when composites burn are dangerous.

گوگلیا خاطرنشان کرد که گازهای آزاد شده هنگام سوختن کامپوزیت‌ها خطرناک هستند.

منبع: This month VOA Special English

In linguistics, it is commonly noted that speech is primary and writing secondary.

در علم زبان‌شناسی، معمولاً ذکر می‌شود که گفتار مقدم بر نوشتار است.

منبع: Past English Major Level 8 Exam Listening (Specialized)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید