noticeboard

[ایالات متحده]/ˈnəʊtɪsbɔːd/
[بریتانیا]/ˈnoʊtɪsbɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخته‌ای برای نصب اعلان‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

noticeboard announcement

اعلامیه تابلوی اعلانات

community noticeboard

تابلوی اعلانات محلی

school noticeboard

تابلوی اعلانات مدرسه

noticeboard update

به‌روزرسانی تابلوی اعلانات

job noticeboard

تابلوی اعلانات شغلی

public noticeboard

تابلوی اعلانات عمومی

event noticeboard

تابلوی اعلانات رویداد

noticeboard policy

سیاست تابلوی اعلانات

digital noticeboard

تابلوی اعلانات دیجیتال

noticeboard display

نمایش تابلوی اعلانات

جملات نمونه

the noticeboard is filled with community announcements.

تابلوی اعلانات مملو از اعلامیه‌های انجمن است.

please check the noticeboard for upcoming events.

لطفاً برای اطلاع از رویدادهای آینده، تابلوی اعلانات را بررسی کنید.

the noticeboard is a great place to find job postings.

تابلوی اعلانات مکان خوبی برای یافتن آگهی‌های شغلی است.

students should regularly check the noticeboard for updates.

دانشجویان باید به طور منظم تابلوی اعلانات را برای اطلاع‌رسانی بررسی کنند.

there was a notice on the noticeboard about the meeting.

در تابلوی اعلانات اطلاعیه‌ای در مورد جلسه وجود داشت.

the noticeboard displays important safety information.

تابلوی اعلانات اطلاعات ایمنی مهم را نشان می‌دهد.

she pinned her flyer to the noticeboard yesterday.

او دیروز پوستر خود را روی تابلوی اعلانات نصب کرد.

he often checks the noticeboard for volunteer opportunities.

او اغلب تابلوی اعلانات را برای فرصت‌های داوطلبانه بررسی می‌کند.

the noticeboard is located near the entrance of the building.

تابلوی اعلانات در نزدیکی ورودی ساختمان قرار دارد.

they announced the results on the noticeboard.

آنها نتایج را در تابلوی اعلانات اعلام کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید