| جمع | blackboards |
erase the blackboard
پاک کردن تخته سیاه
clean the blackboard
تمیز کردن تخته سیاه
blackboard eraser
پاک کن تخته سیاه
a blackboard that rubs clean easily.
تخته سیاه ای که به راحتی پاک می شود.
The teacher wrote on the blackboard with a piece of chalk.
معلم با یک تکه گچ روی تخته سیاه نوشت.
There is a single name on the blackboard — whose is it?
یک اسم روی تخته سیاه وجود دارد — اسم چه کسی است؟
copy (sth.) down (from the blackboard)
کپی کردن (چیز) از تخته سیاه
The man standing before the blackboard is our English teacher.
مردی که در مقابل تخته سیاه ایستاده است، معلم زبان انگلیسی ماست.
The teacher is cleaning the blackboard with a board rubber.
معلم در حال تمیز کردن تخته سیاه با پاک کن است.
The results were chalked up on the blackboard as soon as they came in.
نتایج بلافاصله پس از ورود روی تخته سیاه نوشته شد.
New blackboards have been fitted up in all the classrooms.
تختههای سیاه جدید در تمام کلاسها نصب شده است.
the sound of fingernails being dragged down a blackboard
صدای خراشیدن ناخن ها روی تخته سیاه
Stuart Bracton issued in 1906 a short film, he farceur made before the blackboard in a funny, funny face, and then shot them, then a row of display them.
استوارت براکتون در سال 1906 یک فیلم کوتاه منتشر کرد، او یک بازیکن خنده دار و بامزه درست در مقابل تخته سیاه درست کرد و سپس آنها را فیلمبرداری کرد، سپس یک ردیف از آنها را نمایش داد.
As a defensive-backfield coach for Syracuse University's football team, Randy Edsall spends hours putting X's and O's on the blackboards and exhorting players in Saturday showdowns.
راندی ادسال، به عنوان مربی دفاعی تیم فوتبال دانشگاه سیراکیوز، ساعت ها X و O را روی تخته سیاه می گذارد و بازیکنان را در مسابقات شنبه تشویق می کند.
From the back asthma wheezingly run a student: "Teacher, still give us our black blackboard eraser, we are returned so that attend class!
از پشت، یک دانش آموز با خس خس آسم: "معلم، هنوز به ما پاک کن سیاه تختهمان را بدهید، ما برگشتهایم تا در کلاس شرکت کنیم!
erase the blackboard
پاک کردن تخته سیاه
clean the blackboard
تمیز کردن تخته سیاه
blackboard eraser
پاک کن تخته سیاه
a blackboard that rubs clean easily.
تخته سیاه ای که به راحتی پاک می شود.
The teacher wrote on the blackboard with a piece of chalk.
معلم با یک تکه گچ روی تخته سیاه نوشت.
There is a single name on the blackboard — whose is it?
یک اسم روی تخته سیاه وجود دارد — اسم چه کسی است؟
copy (sth.) down (from the blackboard)
کپی کردن (چیز) از تخته سیاه
The man standing before the blackboard is our English teacher.
مردی که در مقابل تخته سیاه ایستاده است، معلم زبان انگلیسی ماست.
The teacher is cleaning the blackboard with a board rubber.
معلم در حال تمیز کردن تخته سیاه با پاک کن است.
The results were chalked up on the blackboard as soon as they came in.
نتایج بلافاصله پس از ورود روی تخته سیاه نوشته شد.
New blackboards have been fitted up in all the classrooms.
تختههای سیاه جدید در تمام کلاسها نصب شده است.
the sound of fingernails being dragged down a blackboard
صدای خراشیدن ناخن ها روی تخته سیاه
Stuart Bracton issued in 1906 a short film, he farceur made before the blackboard in a funny, funny face, and then shot them, then a row of display them.
استوارت براکتون در سال 1906 یک فیلم کوتاه منتشر کرد، او یک بازیکن خنده دار و بامزه درست در مقابل تخته سیاه درست کرد و سپس آنها را فیلمبرداری کرد، سپس یک ردیف از آنها را نمایش داد.
As a defensive-backfield coach for Syracuse University's football team, Randy Edsall spends hours putting X's and O's on the blackboards and exhorting players in Saturday showdowns.
راندی ادسال، به عنوان مربی دفاعی تیم فوتبال دانشگاه سیراکیوز، ساعت ها X و O را روی تخته سیاه می گذارد و بازیکنان را در مسابقات شنبه تشویق می کند.
From the back asthma wheezingly run a student: "Teacher, still give us our black blackboard eraser, we are returned so that attend class!
از پشت، یک دانش آموز با خس خس آسم: "معلم، هنوز به ما پاک کن سیاه تختهمان را بدهید، ما برگشتهایم تا در کلاس شرکت کنیم!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید