notions

[ایالات متحده]/ˈnəʊʃənz/
[بریتانیا]/ˈnoʊʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لوازم خیاطی (مثل، سوزن‌ها، نخ‌ها)؛ مفاهیم؛ اشیاء کوچک؛ ایده‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

new notions

ایده‌های جدید

cultural notions

ایده‌های فرهنگی

abstract notions

ایده‌های انتزاعی

traditional notions

ایده‌های سنتی

social notions

ایده‌های اجتماعی

personal notions

ایده‌های شخصی

modern notions

ایده‌های مدرن

political notions

ایده‌های سیاسی

scientific notions

ایده‌های علمی

philosophical notions

ایده‌های فلسفی

جملات نمونه

his notions about success are quite different from mine.

ایده‌پردازی‌های او درباره موفقیت بسیار با من متفاوت است.

many notions in science are constantly evolving.

بسیاری از مفاهیم در علم به طور مداوم در حال تحول هستند.

she challenged the traditional notions of beauty.

او مفاهیم سنتی زیبایی را به چالش کشید.

his notions of friendship are very idealistic.

مفاهیم دوستی او بسیار ایده‌آلیستی است.

we need to question our notions of right and wrong.

ما باید مفاهیم درست و غلط خود را زیر سوال ببریم.

her notions of leadership are inspiring to many.

مفاهیم رهبری او الهام بخش بسیاری است.

different cultures have varying notions of family.

فرهنگ‌های مختلف مفاهیم متفاوتی از خانواده دارند.

his notions about time management have improved his productivity.

مفاهیم او درباره مدیریت زمان بهره‌وری او را بهبود بخشیده است.

we discussed our notions of happiness over dinner.

ما مفاهیم شادی خود را در طول شام مورد بحث قرار دادیم.

her notions of justice are rooted in fairness.

مفاهیم عدالت او ریشه در انصاف دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید