| جمع | nubs |
miss the nub
از آن غایله اجتناب کن
a nub of gold.
یک قطعه طلایی
That's the nub of it.
همین نکته اصلی است.
the nub of a story.
نکته اصلی یک داستان
the nub of the argument
نکته اصلی استدلال
the nub of the problem lies elsewhere.
هسته مشکل در جای دیگری قرار دارد.
he pressed down on the two nubs on top of the phone.
او دو خار روی گوشی را فشار داد.
miss the nub
از آن غایله اجتناب کن
a nub of gold.
یک قطعه طلایی
That's the nub of it.
همین نکته اصلی است.
the nub of a story.
نکته اصلی یک داستان
the nub of the argument
نکته اصلی استدلال
the nub of the problem lies elsewhere.
هسته مشکل در جای دیگری قرار دارد.
he pressed down on the two nubs on top of the phone.
او دو خار روی گوشی را فشار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید