numbskulls abound
خیلی از این گوشتهای کسلکننده وجود دارند
avoid numbskulls
از این گوشتهای کسلکننده بپرهیزید
dealing with numbskulls
با این گوشتهای کسلکننده کار کردن
those numbskulls
این گوشتهای کسلکننده
full of numbskulls
پر از گوشتهای کسلکننده
calling numbskulls
تماس با گوشتهای کسلکننده
protecting numbskulls
حفاظت از گوشتهای کسلکننده
beware numbskulls
از گوشتهای کسلکننده مراقبت کنید
irritating numbskulls
گوشتهای کسلکننده مزاحم
those numskulls managed to crash the car into a tree.
این گوشه گریز توانستند ماشین را به درخت بزنند.
i couldn't believe those numskulls were in charge of the project.
من باور نمیکردم این گوشه گریز مسئول پروژه هستند.
the numskulls in the office kept making silly mistakes.
گوشه گریزهای در دفتر به طور مداوم اشتباهات بیمعنی میکردند.
we warned the numskulls about the dangers, but they ignored us.
ما به گوشه گریزها در مورد خطرات هشدار دادیم، اما آنها ما را نادیده گرفتند.
dealing with those numskulls is incredibly frustrating.
تعامل با این گوشه گریزها بسیار خسته کننده است.
the numskulls argued amongst themselves for hours.
گوشه گریزها به مدت ساعات با یکدیگر میکاکیدند.
it's hard to believe numskulls are running the company.
سخت است باور کنیم گوشه گریزها شرکت را به اداره دارند.
the numskulls completely missed the point of the discussion.
گوشه گریزها کاملاً مفهوم بحث را از دست دادند.
don't trust those numskulls with your money.
پولتان را به این گوشه گریزها اعتماد نکنید.
the numskulls created a huge mess with their incompetence.
گوشه گریزها با بیکاریشان یک فوضی بزرگ ایجاد کردند.
i felt sorry for the numskulls who failed the exam.
من از گوشه گریزهایی که در امتحان شکست خورده بودند، پشیمان شدم.
numbskulls abound
خیلی از این گوشتهای کسلکننده وجود دارند
avoid numbskulls
از این گوشتهای کسلکننده بپرهیزید
dealing with numbskulls
با این گوشتهای کسلکننده کار کردن
those numbskulls
این گوشتهای کسلکننده
full of numbskulls
پر از گوشتهای کسلکننده
calling numbskulls
تماس با گوشتهای کسلکننده
protecting numbskulls
حفاظت از گوشتهای کسلکننده
beware numbskulls
از گوشتهای کسلکننده مراقبت کنید
irritating numbskulls
گوشتهای کسلکننده مزاحم
those numskulls managed to crash the car into a tree.
این گوشه گریز توانستند ماشین را به درخت بزنند.
i couldn't believe those numskulls were in charge of the project.
من باور نمیکردم این گوشه گریز مسئول پروژه هستند.
the numskulls in the office kept making silly mistakes.
گوشه گریزهای در دفتر به طور مداوم اشتباهات بیمعنی میکردند.
we warned the numskulls about the dangers, but they ignored us.
ما به گوشه گریزها در مورد خطرات هشدار دادیم، اما آنها ما را نادیده گرفتند.
dealing with those numskulls is incredibly frustrating.
تعامل با این گوشه گریزها بسیار خسته کننده است.
the numskulls argued amongst themselves for hours.
گوشه گریزها به مدت ساعات با یکدیگر میکاکیدند.
it's hard to believe numskulls are running the company.
سخت است باور کنیم گوشه گریزها شرکت را به اداره دارند.
the numskulls completely missed the point of the discussion.
گوشه گریزها کاملاً مفهوم بحث را از دست دادند.
don't trust those numskulls with your money.
پولتان را به این گوشه گریزها اعتماد نکنید.
the numskulls created a huge mess with their incompetence.
گوشه گریزها با بیکاریشان یک فوضی بزرگ ایجاد کردند.
i felt sorry for the numskulls who failed the exam.
من از گوشه گریزهایی که در امتحان شکست خورده بودند، پشیمان شدم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید