| صفت یا فعل حال استمراری | obliging |
he was an extremely obliging fellow.
او یک مرد بسیار کمک کننده بود.
The obliging waiter was in no hurry for us to pay the bill and leave.
خدمتکار مهربان هیچ عجلهای برای پرداخت صورتحساب و ترک ما نداشت.
he was an extremely obliging fellow.
او یک مرد بسیار کمک کننده بود.
The obliging waiter was in no hurry for us to pay the bill and leave.
خدمتکار مهربان هیچ عجلهای برای پرداخت صورتحساب و ترک ما نداشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید