obliquely

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی غیرمستقیم یا کج.

جملات نمونه

The sunlight shone obliquely through the window.

نور خورشید به صورت مایل از پنجره عبور می‌کرد.

She glanced obliquely at her watch.

او به صورت مایل به ساعتش نگاه کرد.

The detective questioned the suspect obliquely.

مامور پلیس مظنون را به صورت مایل مورد بازجویی قرار داد.

Her remarks were obliquely critical of the government.

اظهارات او به طور غیرمستقیم انتقاداتی نسبت به دولت بود.

He hinted obliquely at his true intentions.

او به طور غیرمستقیم به مقاصد واقعی خود اشاره کرد.

The road twisted obliquely up the mountain.

جاده به صورت مایل به سمت بالای کوه پیچید.

The artist painted the scene obliquely, capturing a unique perspective.

هنرمند صحنه را به صورت مایل نقاشی کرد و یک دیدگاه منحصر به فرد را به تصویر کشید.

Her smile was obliquely charming, hinting at hidden depths.

لبخند او به طور مایل جذاب بود و به لایه‌های پنهان اشاره می‌کرد.

He approached the topic obliquely, trying to avoid direct confrontation.

او به طور غیرمستقیم به موضوع پرداخت و سعی کرد از رویارویی مستقیم اجتناب کند.

The cat stalked obliquely towards its prey.

گربه به صورت مایل به سمت طعمه خود خزید.

نمونه‌های واقعی

Over goes the summit, ridge, pinnacles, and all, standing off obliquely in the opposite air.

با عبور از قله، خط الراست، نوک کوه‌ها و همه چیز، که به صورت مایل در هوا قرار دارد.

منبع: American Original Language Arts Volume 5

It is obliquely set and as a result, its posterosuperior part is more lateral than its antero-inferior part.

این به صورت مایل قرار دارد و در نتیجه، قسمت خلفی-علیا آن بیشتر جانبی از قسمت قدامی-تحتانی آن است.

منبع: Daily Life Medical Science Popularization

I therefore scrambled back eastward, descending the southern slopes obliquely at the same time.

بنابراین، من به سمت شرق برگشتم و همزمان از دامدهای جنوبی به صورت مایل پایین رفتم.

منبع: The Mountains of California (Part 1)

They began, obliquely, by talking about Mrs. Lemuel Struthers.

آنها به طور غیرمستقیم با صحبت کردن درباره خانم لموئل استروترز شروع کردند.

منبع: The Age of Innocence (Part One)

At their bases there is a short subsidiary row of obliquely transverse lamellae.

در قسمت پایین آنها، یک ردیف کوتاه فرعی از لامل‌های عرضی مایل وجود دارد.

منبع: On the Origin of Species

These obliquely related words are rather unfortunately called the ugly sister of the target.

این کلمات مرتبط به صورت مایل، متاسفانه کالبد اهداف نامیده می شوند.

منبع: TED Talks (Video Edition) April 2021 Collection

He turned into Washington Square, struck across it obliquely, and walked up University Place.

او وارد واشنگتن اسکوئر شد، به صورت مایل از آن عبور کرد و به سمت خیابان دانشگاه رفت.

منبع: Humans and Ghosts (Part 1)

Perhaps what Leonard is obliquely referring to is the occurrence of some sort of sexual disfunction.

شاید آنچه لئونارد به طور غیرمستقیم به آن اشاره دارد، وقوع نوعی اختلال جنسی است.

منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 3

We can understand them, but only obliquely, glimpsing Him, as it were, out of the corners of our eyes.

ما می توانیم آنها را درک کنیم، اما فقط به طور غیرمستقیم، به طوری که او را از گوشه چشم خود می بینیم.

منبع: Catholicism

Aristotle thought that a projectile hurled obliquely into the air would first describe a gentle curve and then fall vertically to the earth.

ارسطو فکر می کرد که یک پرتابه که به صورت مایل به هوا پرتاب می شود، ابتدا یک منحنی ملایم را توصیف می کند و سپس به صورت عمودی به زمین می افتد.

منبع: Sophie's World (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید