obstructionists

[ایالات متحده]/[ɒbstˈrʌkʃənɪst]/
[بریتانیا]/[əbstˈrʌkʃənɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به عمد پیشرفت را مسدود یا تاخیر می‌دهند؛ شخصی که تمایلی به تسویه‌حساب یا قبول ایده‌های جدید ندارد.

عبارات و ترکیب‌ها

obstructionist tactics

رویکردهای مسدود کننده

facing obstructionists

مقابله با مسدود کننده ها

obstructionists prevailed

مسدود کننده ها غیبت کردند

labeling obstructionists

برچسب گذاری بر مسدود کننده ها

dealing with obstructionists

تعامل با مسدود کننده ها

obstructionist behavior

رفتار مسدود کننده

overcoming obstructionists

پیروزی بر مسدود کننده ها

are obstructionists

مسدود کننده ها هستند

calling obstructionists

خواندن مسدود کننده ها

avoiding obstructionists

پرهیز از مسدود کننده ها

جملات نمونه

the project faced significant delays due to obstructionists within the committee.

پروژه با تاخیرات قابل توجهی مواجه شد به دلیل وجود مانع‌گذاران در کمیتی.

we need to overcome the obstructionists and move forward with the plan.

ما باید مانع‌گذاران را غلبه کرده و با برنامه به جلو حرکت کنیم.

the obstructionists' tactics were frustrating, but we remained focused.

راهکارهای مانع‌گذاران خسته‌کننده بود، اما ما همچنان متمرکز ماندیم.

he was labeled an obstructionist for refusing to support the new legislation.

او به دلیل نپذیرفتن حمایت از قانون جدید به عنوان یک مانع‌گذار برچسب خورده بود.

the company's progress was hampered by internal obstructionists.

پیشرفت شرکت توسط مانع‌گذاران داخلی مختل شد.

despite the obstructionists, the team managed to achieve its goals.

با وجود مانع‌گذاران، تیم موفق به دستیابی به اهداف خود شد.

the senator was criticized for being a persistent obstructionist.

عضو سنا به دلیل بودن یک مانع‌گذار پایدار مورد انتقاد قرار گرفت.

we tried to reason with the obstructionists, but they were unyielding.

ما سعی کردیم با مانع‌گذاران منطقی باشیم، اما آن‌ها مقاوم بودند.

the board accused the group of acting as obstructionists to the merger.

هیئت مدیره گروه را متهم به این کرد که در مسیر ادغام مانع‌گذاری می‌کنند.

the new policy aims to bypass the obstructionists and streamline processes.

سیاست جدید به دنبال گریز از مانع‌گذاران و ساده‌سازی فرایندها است.

the ceo warned against allowing obstructionists to derail the initiative.

سر مدیرعامل هشدار داد که باید اجازه ندهیم مانع‌گذاران این اولویت را مختل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید