occlusion

[ایالات متحده]/ə'kluːʒ(ə)n/
[بریتانیا]/əˈkluʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انسداد; محاصره.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

Dental occlusion

هم‌نشینی دندان‌ها

جملات نمونه

Dental occlusion can affect a person's bite.

مشخصات دندان‌ها می‌تواند بر روی نیش‌گذاری فرد تأثیر بگذارد.

The dentist adjusted the occlusion of the patient's teeth.

دندانپزشک تراکم دندان‌های بیمار را تنظیم کرد.

Poor occlusion may lead to jaw pain.

تراکم نامناسب دندان‌ها ممکن است منجر به درد فک شود.

Orthodontic treatment can improve occlusion.

درمان ارتودنسی می‌تواند تراکم دندان‌ها را بهبود بخشد.

Occlusion of blood vessels can cause serious health issues.

تراکم عروق خونی می‌تواند باعث مشکلات جدی سلامتی شود.

Proper occlusion is important for overall dental health.

تراکم مناسب دندان‌ها برای سلامت دندان‌های کلی مهم است.

The occlusion of the door prevented it from closing properly.

تراکم در درب مانع از بسته شدن مناسب آن شد.

The occlusion of light by the clouds made the room dark.

تراکم نور توسط ابرها اتاق را تاریک کرد.

An occlusion in the pipe caused a water leak.

تراکم در لوله باعث نشت آب شد.

The camera sensor detects occlusion and adjusts focus automatically.

سنسور دوربین تراکم را تشخیص می‌دهد و به طور خودکار فوکوس را تنظیم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید