| جمع | unblocks |
unblock a road; unblock a coronary artery.
باز کردن یک جاده؛ باز کردن یک شریان کرونری.
the firm unblocks your drain with high-pressure jets.
شرکت شما گرفتگی لوله شما را با جتهای فشار قوی باز میکند.
When the pipe was unblocked, the water drained out.
وقتی لوله باز شد، آب تخلیه شد.
Father told me to unblock the pipe to let the water run through.
پدرم به من گفت تا لوله را باز کنم تا آب از آن عبور کند.
unblock a road; unblock a coronary artery.
باز کردن یک جاده؛ باز کردن یک شریان کرونری.
the firm unblocks your drain with high-pressure jets.
شرکت شما گرفتگی لوله شما را با جتهای فشار قوی باز میکند.
When the pipe was unblocked, the water drained out.
وقتی لوله باز شد، آب تخلیه شد.
Father told me to unblock the pipe to let the water run through.
پدرم به من گفت تا لوله را باز کنم تا آب از آن عبور کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید