oldster

[ایالات متحده]/ˈəʊldstə/
[بریتانیا]/ˈoʊldstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد سالخورده؛ یک شخص مسن
Word Forms
جمعoldsters

عبارات و ترکیب‌ها

oldster club

باشگاه پیران

oldster wisdom

حکمت پیران

oldster tales

داستان‌های پیران

oldster advice

مشورت پیران

oldster generation

نسل پیران

oldster humor

طنز پیران

oldster spirit

روحیه پیران

oldster community

جامعه پیران

oldster activities

فعالیت‌های پیران

oldster friends

دوستان پیران

جملات نمونه

my grandfather is quite the oldster, always sharing stories from his youth.

پدربزرگم فرد بسیار سالخورده‌ای است که همیشه داستان‌هایی از دوران جوانی‌اش تعریف می‌کند.

that oldster has a wealth of knowledge about traditional crafts.

آن پیرمرد دانش زیادی در مورد هنرهای سنتی دارد.

it's heartwarming to see the oldster enjoying his favorite pastime.

دیدن اینکه آن پیرمرد از سرگرمی مورد علاقه‌اش لذت می‌برد، دلگرم‌کننده است.

the oldster in our neighborhood often helps the kids with their homework.

آن پیرمرد در محله ما اغلب به بچه‌ها در انجام تکالیفشان کمک می‌کند.

many young people admire the wisdom of the oldster.

بسیاری از جوانان به خرد پیرمرد احترام می‌گذارند.

during the festival, the oldster shared tales of the past with everyone.

در طول جشنواره، پیرمرد داستان‌هایی از گذشته را با همه به اشتراک گذاشت.

the oldster's garden is the envy of all the neighbors.

باغ پیرمرد مورد حسادت همه همسایگان است.

every sunday, the oldster leads a group of friends in a game of chess.

هر یکشنبه، پیرمرد گروهی از دوستان را در یک بازی شطرنج هدایت می‌کند.

the oldster enjoys reminiscing about the good old days.

پیرمرد از یادآوری روزهای خوب لذت می‌برد.

she often visits the oldster to learn about his life experiences.

او اغلب از پیرمرد دیدار می‌کند تا در مورد تجربیات زندگی‌اش اطلاعات کسب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید