elder

[ایالات متحده]/ˈeldə(r)/
[بریتانیا]/ˈeldər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که از من بزرگ‌تر است، یک فرد بزرگ‌تر
adj. بزرگ‌تر از نظر سن، با سن بیشتر.
Word Forms
جمعelders
صفت تفضیلیelder

عبارات و ترکیب‌ها

elderly generation

نسل مسن

respected elder

بزرگوار محترم

wise elder

بزرگوار خردمند

village elder

بزرگ روستا

elder statesman

سیاستمدار ارشد

elderly care

مراقبت از سالمندان

elder brother

برادر بزرگتر

elder sister

خواهر بزرگتر

جملات نمونه

the elder of the two sons.

بزرگتر از دو پسر.

the elder of the two brothers

بزرگتر از دو برادر

one's elders and betters

بزرگان و برترها

Janet is Mary's elder sister.

جینت خواهر بزرگتر مری است.

My elder daughter is abroad.

دختر بزرگتر من در خارج از کشور است.

He is my elder by two years.

او دو سال از من بزرگتر است.

He is my elder by five years.

او پنج سال از من بزرگتر است.

She has an elder brother.

او یک برادر بزرگتر دارد.

a five-year-old.See Usage Note at elder 1

پنج ساله. برای اطلاعات بیشتر به بخش 'elder' مراجعه کنید.

educating the young to respect their elders and betters .

آموزش جوانان برای احترام گذاشتن به بزرگان و برترها.

the country's dying breed of elder statesmen.

نژاد رو به زوال سیاستمداران ارشد کشور

their elder son managed the farm.

پسر بزرگتر آنها مزرعه را مدیریت می کرد.

my elders in the newsroom kept a paternal eye on me.

بزرگان من در اتاق خبر مرا تحت نظر داشتند.

Elder sister ran to haymow to go up with that person.

خواهر بزرگتر به سمت علوفه دانه دوید تا با آن شخص بالا برود.

Elder sister ran to haymow to go up with that labour.

خواهر بزرگتر به سمت علوفه دانه دوید تا با آن کار بالا برود.

Some elder people enjoy Beijing opera immensely.

برخی از افراد مسن از اپرای پکن بسیار لذت می‌برند.

نمونه‌های واقعی

We should treat our elders with due deference.

ما باید با احترام مناسب با بزرگان رفتار کنیم.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

We ended up getting an elder from each block.

در نهایت ما از هر بلوک یک بزرگسال به دست آوردیم.

منبع: CNN 10 Student English October 2019 Collection

You know who came? It was the elders.

می‌دانید چه کسی آمد؟ بزرگان بودند.

منبع: TED Talks (Video Edition) January 2016 Collection

One should be polite to one's elders.

هر کس باید با بزرگان خود مؤدب باشد.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

Childhood, teen years, adulthood or elderly?

کودکی، نوجوانی، بزرگسالی یا سالمندی؟

منبع: CNN 10 Student English of the Month

No, he has to learn to respect his elders.

نه، او باید یاد بگیرد که به بزرگان خود احترام بگذارد.

منبع: The Best Mom

Baba Sito is an elder who lives near the Kimana Sanctuary.

بابا سی تو یک بزرگسال است که در نزدیکی پناهگاه کیمانا زندگی می‌کند.

منبع: VOA Special December 2022 Collection

That doesn't matter to the elderly people that are here.

این مهم نیست برای سالمندان حاضر اینجا.

منبع: BBC English Unlocked

Finally, there are chondrosarcomas which tends to affect the elderly.

در نهایت، کندروسارکوماها وجود دارند که معمولاً افراد مسن را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

منبع: Osmosis - Musculoskeletal

Turns out, public library definitely serves our elders.

ببینید، کتابخانه عمومی قطعاً به بزرگان ما خدمت می‌کند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید