omissible

[ایالات متحده]/əʊˈmɪs.ə.bəl/
[بریتانیا]/oʊˈmɪs.ə.bəl/

ترجمه

adj. قابلیت حذف شدن

عبارات و ترکیب‌ها

omissible details

جزئیات قابل چشم پوشی

omissible information

اطلاعات قابل چشم پوشی

omissible sections

بخش‌های قابل چشم پوشی

omissible content

محتوای قابل چشم پوشی

omissible elements

عناصر قابل چشم پوشی

omissible parts

قطعات قابل چشم پوشی

omissible notes

یادداشت‌های قابل چشم پوشی

omissible aspects

جنبه‌های قابل چشم پوشی

omissible features

ویژگی‌های قابل چشم پوشی

omissible items

موارد قابل چشم پوشی

جملات نمونه

the details in the report are omissible if they are not relevant.

جزئیات گزارش قابل چشم پوشی هستند اگر مرتبط نباشند.

in the final version, some sections were deemed omissible.

در نسخه نهایی، برخی قسمت‌ها قابل چشم پوشی تشخیص داده شدند.

we found that the introduction was omissible without losing clarity.

ما متوجه شدیم که مقدمه بدون از دست دادن وضوح قابل چشم پوشی است.

omissible information can streamline the presentation.

اطلاعات قابل چشم پوشی می‌توانند ارائه را ساده‌تر کنند.

during editing, i identified several omissible phrases.

در حین ویرایش، چندین عبارت قابل چشم پوشی را شناسایی کردم.

omissible content should not compromise the overall message.

محتوای قابل چشم پوشی نباید بر پیام کلی تأثیر بگذارد.

we decided that the footnotes were omissible for brevity.

ما تصمیم گرفتیم که پاورقی‌ها به دلیل اختصار قابل چشم پوشی باشند.

in this context, some details are clearly omissible.

در این زمینه، برخی جزئیات به وضوح قابل چشم پوشی هستند.

the lengthy explanations were found to be omissible.

توضیحات طولانی به عنوان قابل چشم پوشی شناسایی شدند.

omissible elements help focus on the main idea.

عناصر قابل چشم پوشی به تمرکز بر ایده اصلی کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید