omissible details
جزئیات قابل چشم پوشی
omissible information
اطلاعات قابل چشم پوشی
omissible sections
بخشهای قابل چشم پوشی
omissible content
محتوای قابل چشم پوشی
omissible elements
عناصر قابل چشم پوشی
omissible parts
قطعات قابل چشم پوشی
omissible notes
یادداشتهای قابل چشم پوشی
omissible aspects
جنبههای قابل چشم پوشی
omissible features
ویژگیهای قابل چشم پوشی
omissible items
موارد قابل چشم پوشی
the details in the report are omissible if they are not relevant.
جزئیات گزارش قابل چشم پوشی هستند اگر مرتبط نباشند.
in the final version, some sections were deemed omissible.
در نسخه نهایی، برخی قسمتها قابل چشم پوشی تشخیص داده شدند.
we found that the introduction was omissible without losing clarity.
ما متوجه شدیم که مقدمه بدون از دست دادن وضوح قابل چشم پوشی است.
omissible information can streamline the presentation.
اطلاعات قابل چشم پوشی میتوانند ارائه را سادهتر کنند.
during editing, i identified several omissible phrases.
در حین ویرایش، چندین عبارت قابل چشم پوشی را شناسایی کردم.
omissible content should not compromise the overall message.
محتوای قابل چشم پوشی نباید بر پیام کلی تأثیر بگذارد.
we decided that the footnotes were omissible for brevity.
ما تصمیم گرفتیم که پاورقیها به دلیل اختصار قابل چشم پوشی باشند.
in this context, some details are clearly omissible.
در این زمینه، برخی جزئیات به وضوح قابل چشم پوشی هستند.
the lengthy explanations were found to be omissible.
توضیحات طولانی به عنوان قابل چشم پوشی شناسایی شدند.
omissible elements help focus on the main idea.
عناصر قابل چشم پوشی به تمرکز بر ایده اصلی کمک میکنند.
omissible details
جزئیات قابل چشم پوشی
omissible information
اطلاعات قابل چشم پوشی
omissible sections
بخشهای قابل چشم پوشی
omissible content
محتوای قابل چشم پوشی
omissible elements
عناصر قابل چشم پوشی
omissible parts
قطعات قابل چشم پوشی
omissible notes
یادداشتهای قابل چشم پوشی
omissible aspects
جنبههای قابل چشم پوشی
omissible features
ویژگیهای قابل چشم پوشی
omissible items
موارد قابل چشم پوشی
the details in the report are omissible if they are not relevant.
جزئیات گزارش قابل چشم پوشی هستند اگر مرتبط نباشند.
in the final version, some sections were deemed omissible.
در نسخه نهایی، برخی قسمتها قابل چشم پوشی تشخیص داده شدند.
we found that the introduction was omissible without losing clarity.
ما متوجه شدیم که مقدمه بدون از دست دادن وضوح قابل چشم پوشی است.
omissible information can streamline the presentation.
اطلاعات قابل چشم پوشی میتوانند ارائه را سادهتر کنند.
during editing, i identified several omissible phrases.
در حین ویرایش، چندین عبارت قابل چشم پوشی را شناسایی کردم.
omissible content should not compromise the overall message.
محتوای قابل چشم پوشی نباید بر پیام کلی تأثیر بگذارد.
we decided that the footnotes were omissible for brevity.
ما تصمیم گرفتیم که پاورقیها به دلیل اختصار قابل چشم پوشی باشند.
in this context, some details are clearly omissible.
در این زمینه، برخی جزئیات به وضوح قابل چشم پوشی هستند.
the lengthy explanations were found to be omissible.
توضیحات طولانی به عنوان قابل چشم پوشی شناسایی شدند.
omissible elements help focus on the main idea.
عناصر قابل چشم پوشی به تمرکز بر ایده اصلی کمک میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید