suppressible

[ایالات متحده]/səˈprɛsɪbəl/
[بریتانیا]/səˈprɛsəbl/

ترجمه

adj. قابل سرکوب؛ قادر به ممنوع یا پنهان شدن

عبارات و ترکیب‌ها

suppressible factor

عامل سرکوب‌شدنی

suppressible behavior

رفتار سرکوب‌شدنی

suppressible condition

شرایط سرکوب‌شدنی

suppressible emotion

احساس سرکوب‌شدنی

suppressible response

واکنش سرکوب‌شدنی

suppressible variable

متغیر سرکوب‌شدنی

suppressible effect

اثر سرکوب‌شدنی

suppressible urge

تمایل سرکوب‌شدنی

suppressible symptom

علائم سرکوب‌شدنی

suppressible influence

تاثیر سرکوب‌شدنی

جملات نمونه

the emotions we feel are often suppressible.

احساساتی که داریم اغلب قابل سرکوب هستند.

his anger was suppressible with deep breaths.

خشم او با نفس‌های عمیق قابل سرکوب بود.

some fears are suppressible with practice.

برخی ترس‌ها با تمرین قابل سرکوب هستند.

she found her laughter suppressible during the serious meeting.

او متوجه شد که خنده اش در طول جلسه جدی قابل سرکوب است.

his desire to speak was suppressible in the crowded room.

تمایل او به صحبت کردن در اتاق شلوغ قابل سرکوب بود.

anger is a suppressible emotion if managed well.

خشم یک احساس قابل سرکوب است اگر به خوبی مدیریت شود.

they learned that their impulses were suppressible through mindfulness.

آنها متوجه شدند که غرایز آنها از طریق ذهن آگاهی قابل سرکوب هستند.

suppressible distractions can improve focus during work.

حواس پرتی های قابل سرکوب می توانند تمرکز را در حین کار بهبود بخشند.

her tears were suppressible, but she chose to let them flow.

اشک های او قابل سرکوب بودند، اما او تصمیم گرفت اجازه دهد جاری شوند.

with effort, the memories became suppressible over time.

با تلاش، خاطرات با گذشت زمان قابل سرکوب شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید