onion

[ایالات متحده]/ˈʌnjən/
[بریتانیا]/ˈʌnjən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیاز
Word Forms
جمعonions

عبارات و ترکیب‌ها

chop onions

خرد کردن پیاز

onion rings

حلقه‌های پیاز

caramelized onions

پیاز کاراملی

onion soup

سوپ پیاز

red onion

پیاز قرمز

onion powder

پودر پیاز

sweet onion

پیاز شیرین

spring onion

پیازچه

green onion

پیاز سبز

green chinese onion

پیاز سبز چینی

جملات نمونه

slice the onion into rings.

پیاز را به صورت حلقه برش دهید.

There is too much onion in the salad.

مقدار زیادی پیاز در سالاد وجود دارد.

sauté the onions in the olive oil.

پیازها را در روغن زیتون تفت دهید.

get the onion sets in

پیازها را داخل بگذارید.

Onions offend my sense of smell.

پیازها حس بویایی من را آزار می دهند.

a yuky onion, there for an inion .

یک پیاز یوکای سفید، برای یک پیاز.

slather onions on the steak.

پیاز را روی استیک بمالید.

the aroma of frying onions;

بوی سرخ کردن پیازها;

planted onions with the carrots.

پیازها را با هویج کاشتیم.

an onion bulb; a tulip bulb.

پیازچه؛ غلاف گل لاله.

Onions have a powerful smell.

پیازها بوی قوی دارند.

We grow onions in the garden.

ما پیازها را در باغچه پرورش می دهیم.

Saute&1& the onions for five minutes.

پیازها را به مدت پنج دقیقه تفت دهید.

she ladled out onion soup.

او سوپ پیاز را در کاسه‌ها ریخت.

blend onions, sugar, and oil to a paste.

پیاز، شکر و روغن را به صورت خمیر مخلوط کنید.

sweat the celery and onions with olive oil and seasoning.

ساقه کرفس و پیاز را با روغن زیتون و چاشنی تفت دهید.

let the chopped onion sweat gently for five minutes.

اجازه دهید پیاز خرد شده به مدت پنج دقیقه به آرامی عرق کند.

The onions bulbed poorly in this cold wet season.

پیازها در این فصل سرد و مرطوب به خوبی غلاف‌دار نشدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید