chop onions
خرد کردن پیاز
onion rings
حلقههای پیاز
caramelized onions
پیاز کاراملی
onion soup
سوپ پیاز
red onion
پیاز قرمز
onion powder
پودر پیاز
sweet onion
پیاز شیرین
spring onion
پیازچه
green onion
پیاز سبز
green chinese onion
پیاز سبز چینی
slice the onion into rings.
پیاز را به صورت حلقه برش دهید.
There is too much onion in the salad.
مقدار زیادی پیاز در سالاد وجود دارد.
sauté the onions in the olive oil.
پیازها را در روغن زیتون تفت دهید.
get the onion sets in
پیازها را داخل بگذارید.
Onions offend my sense of smell.
پیازها حس بویایی من را آزار می دهند.
a yuky onion, there for an inion .
یک پیاز یوکای سفید، برای یک پیاز.
slather onions on the steak.
پیاز را روی استیک بمالید.
the aroma of frying onions;
بوی سرخ کردن پیازها;
planted onions with the carrots.
پیازها را با هویج کاشتیم.
an onion bulb; a tulip bulb.
پیازچه؛ غلاف گل لاله.
Onions have a powerful smell.
پیازها بوی قوی دارند.
We grow onions in the garden.
ما پیازها را در باغچه پرورش می دهیم.
Saute&1& the onions for five minutes.
پیازها را به مدت پنج دقیقه تفت دهید.
she ladled out onion soup.
او سوپ پیاز را در کاسهها ریخت.
blend onions, sugar, and oil to a paste.
پیاز، شکر و روغن را به صورت خمیر مخلوط کنید.
sweat the celery and onions with olive oil and seasoning.
ساقه کرفس و پیاز را با روغن زیتون و چاشنی تفت دهید.
let the chopped onion sweat gently for five minutes.
اجازه دهید پیاز خرد شده به مدت پنج دقیقه به آرامی عرق کند.
The onions bulbed poorly in this cold wet season.
پیازها در این فصل سرد و مرطوب به خوبی غلافدار نشدند.
chop onions
خرد کردن پیاز
onion rings
حلقههای پیاز
caramelized onions
پیاز کاراملی
onion soup
سوپ پیاز
red onion
پیاز قرمز
onion powder
پودر پیاز
sweet onion
پیاز شیرین
spring onion
پیازچه
green onion
پیاز سبز
green chinese onion
پیاز سبز چینی
slice the onion into rings.
پیاز را به صورت حلقه برش دهید.
There is too much onion in the salad.
مقدار زیادی پیاز در سالاد وجود دارد.
sauté the onions in the olive oil.
پیازها را در روغن زیتون تفت دهید.
get the onion sets in
پیازها را داخل بگذارید.
Onions offend my sense of smell.
پیازها حس بویایی من را آزار می دهند.
a yuky onion, there for an inion .
یک پیاز یوکای سفید، برای یک پیاز.
slather onions on the steak.
پیاز را روی استیک بمالید.
the aroma of frying onions;
بوی سرخ کردن پیازها;
planted onions with the carrots.
پیازها را با هویج کاشتیم.
an onion bulb; a tulip bulb.
پیازچه؛ غلاف گل لاله.
Onions have a powerful smell.
پیازها بوی قوی دارند.
We grow onions in the garden.
ما پیازها را در باغچه پرورش می دهیم.
Saute&1& the onions for five minutes.
پیازها را به مدت پنج دقیقه تفت دهید.
she ladled out onion soup.
او سوپ پیاز را در کاسهها ریخت.
blend onions, sugar, and oil to a paste.
پیاز، شکر و روغن را به صورت خمیر مخلوط کنید.
sweat the celery and onions with olive oil and seasoning.
ساقه کرفس و پیاز را با روغن زیتون و چاشنی تفت دهید.
let the chopped onion sweat gently for five minutes.
اجازه دهید پیاز خرد شده به مدت پنج دقیقه به آرامی عرق کند.
The onions bulbed poorly in this cold wet season.
پیازها در این فصل سرد و مرطوب به خوبی غلافدار نشدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید