onlooker

[ایالات متحده]/'ɒnlʊkə/
[بریتانیا]/'ɑnlʊkɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تماشاگر، بیننده
Word Forms
جمعonlookers

جملات نمونه

A crowd of onlookers formed around the fight.

گروهی از تماشاچیان دور نبرد جمع شدند.

he was beaten to the ground as onlookers stood by.

او به زمین کوبیده شد در حالی که تماشاگران کنار ایستاده بودند.

After the crash,onlookers said that the plane had suddenly dropped down out of the sky.

بعد از سقوط هواپیما، تماشاگران گفتند که هواپیما ناگهان از آسمان سقوط کرده است.

The combination of cranes, scissor lifts and fork lifts appeared to onlookers like a new form of dodgem cars.

ترکیبی از جرثقیل‌ها، آسانسورهای قیچی و چنگک‌ها برای تماشاگران شبیه یک نوع جدید از ماشین‌های برقی به نظر می‌رسید.

In one trial, a white, goateed, middle-aged man came up as most resembling the young black comedian Chris Tucker — and onlookers exclaimed, "You know, I can see that."

در یکی از جلسات دادگاه، یک مرد سفید پوست، با سبیل، میانسال به عنوان شبیه ترین به کمدین جوان سیاهو کریس تاکر ظاهر شد - و تماشاچیان فریاد زدند: "می دانید، می توانم آن را ببینم."

نمونه‌های واقعی

In the second one, you're an onlooker as well.

در دومین مورد، شما نیز یک تماشاچی هستید.

منبع: Harvard University Open Course "Justice: What's the Right Thing to Do?"

His craft may seem easy to an onlooker.

مهارت او ممکن است برای یک تماشاچی آسان به نظر برسد.

منبع: VOA Standard English_Americas

Thousands of onlookers cheered their new king.

هزاران تماشاچی تشویق کردند پادشاه جدیدشان را.

منبع: VOA Standard English_Europe

Onlookers would cheer them on from balconies above.

تماشاچیان از بالکن ها تشویقشان می کردند.

منبع: VOA Slow English - Entertainment

" Chocolate bunny-thieving robbers rapidly attract the outrage of onlookers."

" دزدان شکلات‌خور که خرگوش‌ها را می‌دزدیدند، به سرعت خشم تماشاچیان را برمی‌انگیختند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

The onlookers respond with a mix of fascination and horror.

تماشاچیان با ترکیبی از علاقه و وحشت پاسخ می دهند.

منبع: BBC documentary "Civilization"

A game of cricket underway with a few onlookers resting on rocky ground.

یک بازی کریکت در حال انجام است با چند تماشاچی که روی زمین سنگی استراحت می کنند.

منبع: CNN 10 Student English March 2021 Collection

To an onlooker her beauty would have made her feelings almost seem reasonable.

برای یک تماشاچی، زیبایی او باعث می شد احساساتش تقریباً معقول به نظر برسد.

منبع: Returning Home

Suddenly the frozen onlookers began to squirm. Del Yocam had to go first.

ناگهان تماشاچیان یخ زده شروع به لرزش کردند. دل یوکام مجبور شد اول برود.

منبع: Steve Jobs Biography

They are asking people onlookers, people who are looking at them from the windows of their houses to join them.

آنها از تماشاچیان، افرادی که از پشت پنجره خانه هایشان به آنها نگاه می کنند می خواهند به آنها بپیوندند.

منبع: BBC Listening Collection April 2018

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید