onlookers

[ایالات متحده]/ˈɒnˌlʊkəz/
[بریتانیا]/ˈɑnˌlʊkərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که یک رویداد را بدون شرکت مشاهده می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

curious onlookers

تماشاگران کنجکاو

gathering onlookers

تماشاگران جمع شده

concerned onlookers

تماشاگران نگران

silent onlookers

تماشاگران ساکت

distracted onlookers

تماشاگران حواس‌پرته

interested onlookers

تماشاگران علاقه‌مند

anxious onlookers

تماشاگران مضطرب

amused onlookers

تماشاگران سرگرم

surprised onlookers

تماشاگران متعجب

bystander onlookers

تماشاگران رهگذر

جملات نمونه

the onlookers gathered to witness the incredible performance.

تماشاگران گرد هم آمدند تا شاهد نمایش فوق العاده باشند.

onlookers expressed their shock at the unexpected event.

تماشاگران از این اتفاق غیرمنتظره شوکه شدند.

the accident drew a crowd of onlookers.

حادثه باعث جمع شدن گروهی از تماشاگران شد.

onlookers cheered as the parade passed by.

تماشاگران با دیدن گذر رژه تشویق کردند.

the onlookers took photos to capture the moment.

تماشاگران عکس گرفتند تا این لحظه را ثبت کنند.

some onlookers offered assistance to those in need.

برخی از تماشاگران به نیازمندان کمک کردند.

onlookers were amazed by the magician's tricks.

تماشاگران از شعبده های جادوگر شگفت زده شدند.

the onlookers were asked to stay back for safety reasons.

از تماشاگران خواسته شد به دلیل مسائل ایمنی عقب نشینی کنند.

onlookers discussed the event long after it ended.

تماشاگران مدت طولانی پس از پایان رویداد در مورد آن صحبت کردند.

the onlookers watched in silence as the drama unfolded.

تماشاگران در سکوت شاهد پیشرفت درام بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید