opalescent

[ایالات متحده]/ˌəʊpəˈlesnt/
[بریتانیا]/ˌoʊpəˈlesnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ساطع نوری شیری رنگ.

جملات نمونه

a milky opalescent luster

درخشش مروایتی شیری رنگ

Imperial Blue Serpent Egg, (Gold, blue guilloche enamel, opalescent white enamel,

تخم مارمولک آبی امپریال، (طلا، لعاب guilloche آبی، لعاب سفید opalescent,

The opalescent seashell shimmered in the sunlight.

صدف ناصبی در نور خورشید می‌درخشید.

Her opalescent eyes reflected the colors of the rainbow.

چشمان ناصبی او رنگ‌های رنگین کمان را منعکس می‌کردند.

The opalescent gemstone glowed with an ethereal light.

سنگ قیمتی ناصبی با نوری غیرمادی می‌درخشید.

The opalescent bubbles floated gracefully in the air.

حباب‌های ناصبی به طور ظریف در هوا شناور بودند.

The opalescent glass vase added a touch of elegance to the room.

گلدان شیشه‌ای ناصبی کمی از ظرافت را به اتاق اضافه کرد.

The opalescent moon cast a soft glow over the landscape.

ماه ناصبی بر روی منظره نوری ملایم انداخت.

The opalescent fabric shimmered as she moved.

پارچه ناصبی با حرکتش می‌درخشید.

The opalescent paint gave the walls a magical appearance.

رنگ ناصبی به دیوارها ظاهری جادویی بخشید.

The opalescent nail polish added a glamorous touch to her look.

لاک ناخن ناصبی ظاهری جذاب به او بخشید.

The opalescent water reflected the colors of the sky at sunset.

آب ناصبی رنگ‌های آسمان را هنگام غروب منعکس می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید