shimmering

[ایالات متحده]/ˈʃɪmərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʃɪmərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. درخشان با نوری لرزان یا نوسانی

عبارات و ترکیب‌ها

shimmering light

نور درخشان

shimmering water

آب درخشان

shimmering stars

ستاره‌های درخشان

shimmering surface

سطح درخشان

shimmering fabric

پارچه درخشان

shimmering jewels

جواهرات درخشان

shimmering sky

آسمان درخشان

shimmering glow

تابش درخشان

shimmering beauty

زیبایی درخشان

shimmering waves

امواج درخشان

جملات نمونه

the lake was shimmering under the bright sun.

دریاچه زیر نور خورشید درخشان می‌درخشید.

she wore a shimmering dress to the party.

او یک لباس درخشان به مهمانی پوشید.

the stars were shimmering in the night sky.

ستاره‌ها در آسمان شب می‌درخشیدند.

the shimmering waves danced on the ocean.

امواج درخشان روی اقیانوس می‌رقصیدند.

he admired the shimmering lights of the city.

او نورهای درخشان شهر را تحسین کرد.

the shimmering surface of the water caught my eye.

سطح درخشان آب نظر من را جلب کرد.

the shimmering gold necklace sparkled in the light.

گردنبند طلای درخشان در نور می‌درخشید.

she had a shimmering smile that lit up the room.

او لبخندی درخشان داشت که اتاق را روشن کرد.

the shimmering ice on the pond was beautiful.

یخ درخشان روی برکه زیبا بود.

as the sun set, the sky became a shimmering canvas of colors.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، آسمان به یک بوم رنگ‌های درخشان تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید