opener

[ایالات متحده]/'əʊp(ə)nə/
[بریتانیا]/'opnɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که برای باز کردن یا شروع چیزی استفاده می‌شود؛ ابزاری که برای باز کردن چیزی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعopeners

عبارات و ترکیب‌ها

bottle opener

بازکننده بطری

can opener

بازکننده قوطی

wine opener

بازکننده بطری

key opener

بازکننده کلید

letter opener

بازکننده نامه

door opener

بازکننده در

eye opener

بازکننده چشم

جملات نمونه

I bought a bottle opener yesterday.

من دیروز یک بازکننده بطری خریدم.

for openers we chose lobster.

برای شروع، ما لابستر را انتخاب کردیم.

The film on police methods was a real eye-opener for me.

فیلمی درباره روش‌های پلیس برای من بسیار روشنگر بود.

last night's opener was sharply edited and tautly scripted.

افتتاحیه شب گذشته به خوبی تدوین و نوشته شده بود.

For openers, I don’t think his work is very original.

برای شروع، فکر نمی‌کنم کار او خیلی اصیل باشد.

Lewis, I can't find the motherfucking can opener!

لوئیس، من نمی‌توانم بازکن قوطی لعنتی را پیدا کنم!

from a cautious opener of £30, the bidding soared to a top of £48.

از یک شروع محتاطانه 30 پوند، قیمت پیشنهادی به 48 پوند رسید.

It was an eye-opener to me when I saw the strong man lift and move that extremely big box alone.

دیدن اینکه مرد قوی آن جعبه بزرگ را به تنهایی بلند و حرکت می‌داد، برای من بسیار روشنگر بود.

household conveniences such as a washing machine, an electric can opener, and disposable diapers.See Synonyms at amenity

راحتی‌های منزل مانند ماشین لباسشویی، بازکنر قوطی برقی و پوشک یکبار مصرف. به مترادف‌ها در amenity مراجعه کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید