oppositely

[ایالات متحده]/'ɔpəzitli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که مخالف یا در تضاد است.

جملات نمونه

But the development of thoracoscopic surgery wasn t smoothly, oppositely, it underwent the stage of embryonic, awane and flourishing.

اما توسعه جراحی تورو اسکوپیک به طور یکنواخت نبود، در مقابل، وارد مرحله جنینی، رو به رشد و شکوفایی شد.

The twins are oppositely dressed, one in blue and the other in pink.

دوقلوها لباس‌های متضادی پوشیده‌اند، یکی آبی و دیگری صورتی.

Their personalities are oppositely matched - she is outgoing while he is shy.

شخصیت‌های آن‌ها متضاد است - او برون‌گراست در حالی که او خجالتی است.

The two teams played oppositely, one focusing on offense while the other on defense.

دو تیم به صورت متضاد بازی کردند، یکی بر روی حمله و دیگری بر روی دفاع تمرکز کرد.

Their opinions on the matter were oppositely aligned, causing a heated debate.

دیدگاه‌های آن‌ها در این مورد به طور متضاد همسو بود که منجر به بحثی داغ شد.

The siblings are oppositely talented - she excels in math while he shines in art.

خواهر و برادر از نظر استعداد متضاد هستند - او در ریاضیات عالی است در حالی که او در هنر می‌درخشد.

Their approaches to problem-solving are oppositely structured, leading to different outcomes.

روش‌های آن‌ها در حل مسئله به طور متضاد ساختار یافته‌اند که منجر به نتایج متفاوتی می‌شود.

Their tastes in music are oppositely inclined - she prefers classical while he enjoys rock.

سلیقه‌های آن‌ها در موسیقی به طور متضاد متمایل است - او کلاسیک را ترجیح می‌دهد در حالی که او از راک لذت می‌برد.

Their work ethics are oppositely defined - she believes in working smart, he believes in working hard.

اخلاق کاری آن‌ها به طور متضاد تعریف شده است - او معتقد است که باید باهوش کار کرد، او معتقد است که باید سخت کار کرد.

Their reactions to stress are oppositely manifested - she becomes quiet while he becomes agitated.

واکنش‌های آن‌ها به استرس به طور متضاد ظاهر می‌شود - او ساکت می‌شود در حالی که او مضطرب می‌شود.

Their communication styles are oppositely expressed - she is direct while he is more subtle.

سبک‌های ارتباطی آن‌ها به طور متضاد بیان می‌شوند - او مستقیم است در حالی که او ظریف‌تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید