optimus

[ایالات متحده]/ˈɒptɪməs/
[بریتانیا]/ˈɑːptɪməs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پلتفرم طراحی ادغام و بهینه‌سازی فرآیند

عبارات و ترکیب‌ها

optimus prime

اوبتیموس پرایم

optimus performance

عملکرد بهینه

optimus solution

راه حل بهینه

optimus design

طراحی بهینه

optimus strategy

استراتژی بهینه

optimus technology

فناوری بهینه

optimus choice

انتخاب بهینه

optimus quality

کیفیت بهینه

optimus efficiency

بهره‌وری بهینه

optimus results

نتایج بهینه

جملات نمونه

optimus is known for its leadership qualities.

اوپتیموس به خاطر ویژگی‌های رهبری‌اش شناخته می‌شود.

optimus can help improve team collaboration.

اوپتیموس می‌تواند به بهبود همکاری تیمی کمک کند.

she always strives to be the optimus in her field.

او همیشه تلاش می‌کند تا در زمینه خود، اوپتیموس باشد.

optimus is a symbol of innovation and progress.

اوپتیموس نمادی از نوآوری و پیشرفت است.

it's important to have an optimus mindset for success.

داشتن یک ذهنیت اوپتیموس برای موفقیت مهم است.

optimus technologies are changing the industry.

فناوری‌های اوپتیموس در حال تغییر صنعت هستند.

he is regarded as the optimus of his generation.

او به عنوان اوپتیموس نسل خود شناخته می‌شود.

optimus strategies lead to better performance.

استراتژی‌های اوپتیموس منجر به عملکرد بهتر می‌شوند.

we need to adopt optimus practices in our work.

ما باید شیوه‌های اوپتیموس را در کار خود به کار بگیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید