oratory

[ایالات متحده]/ˈɒrətri/
[بریتانیا]/ˈɔːrətɔːri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر سخنرانی عمومی، زبان فصیح.
Word Forms
جمعoratories

عبارات و ترکیب‌ها

powerful oratory

سخنرانی قدرتمند

art of oratory

هنر سخنرانی

جملات نمونه

I admire the oratory of some politicians.

من فن سخنوری برخی از سیاستمداران را تحسین می کنم.

He pulverise the opposition with the force of his oratory.

او با قدرت فن بیان خود، مخالفان را در هم کوبید.

oratory in which he gradually works himself up into a passion.

فنّ بیانی که در آن او به تدریج خود را درگیر شور و هیجان می‌کند.

his barnstorming oratory has been sorely missed.

سخنرانی پرشور و جذاب او به شدت دلتنگ شده است.

his tireless energy and folksy oratory were much in demand at constituency lunches.

انرژی بی‌وقفه و سخنرانی‌های مردمی او در ناهارها و گردهمایی‌های حوزه انتخابیه بسیار مورد تقاضا بود.

The politician's oratory skills captivated the audience during the debate.

مهارت‌های فن بیان سیاستمدار، مخاطبان را در طول مناظره مجذوب خود کرد.

He is known for his powerful oratory and persuasive speaking style.

او به خاطر فن بیان قدرتمند و سبک سخن‌وری متقاعدکننده‌اش شناخته شده است.

The professor's oratory was so engaging that students were eager to listen to him.

فن بیان استاد بسیار جذاب بود که باعث می‌شد دانشجویان مشتاقانه به حرف‌های او گوش دهند.

Her oratory was filled with passion and conviction, inspiring everyone in the audience.

فن بیان او سرشار از شور و اطمینان بود و الهام‌بخش همه حاضران در سالن شد.

The oratory competition brought out the best speakers from different schools.

مسابقه فن بیان، بهترین سخنرانان را از مدارس مختلف به نمایش گذاشت.

His oratory was so moving that it brought tears to many eyes in the crowd.

فن بیان او بسیار تاثیرگذار بود که باعث شد اشک در چشمان بسیاری از افراد حاضر در جمعیت جاری شود.

The oratory club aims to improve public speaking skills among its members.

باشگاه فن بیان هدفش بهبود مهارت‌های سخن‌وری عمومی در بین اعضای خود است.

She honed her oratory skills through practice and feedback from mentors.

او با تمرین و بازخورد از مربیان، مهارت‌های فن بیان خود را تقویت کرد.

The oratory of great leaders has the power to inspire and mobilize the masses.

فن بیان رهبران بزرگ قدرت الهام بخشیدن و بسیج کردن مردم را دارد.

The student's oratory improved significantly after attending public speaking workshops.

فن بیان دانش‌آموز پس از شرکت در کارگاه‌های سخن‌وری عمومی به طور قابل توجهی بهبود یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید