eloquence

[ایالات متحده]/ˈeləkwəns/
[بریتانیا]/ˈeləkwəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر یا عمل ابراز احساسات یا افکار قوی به شیوه‌ای قانع‌کننده و روان؛ گفتار یا نوشتار روان یا قانع‌کننده.
Word Forms

جملات نمونه

I shall defend myself with all the eloquence at my command.

من با تمام فصاحت در اختیارم از خود دفاع خواهم کرد.

Her eloquence won over the audience.

فصاحت او مخاطبان را مجذوب خود کرد.

His eloquence did not avail against the facts.

سخنرانی او در برابر حقایق مؤثر نبود.

it was only his brief's eloquence that had saved him from prison.

فقط فصاحت لایحه او بود که جان او را از حبس نجات داد.

has the poet ever spoken with greater eloquence or gravity?.

آیا شاعر تا به حال با فصاحت یا وقار بیشتری صحبت کرده است؟

Unprofitable eloquence is like the cypress,which is great and tall,but bears no fruit.

فصاحت بی‌فایده مانند سرو است که بزرگ و بلند است اما میوه نمی‌دهد.

7.This is Simony (Chun-yip Lai).He has a sense of humor.His eloquence is also impressive.

7.این سیمونی (چون-یپ لای) است. او حس شوخ طبعی دارد. فصاحت او نیز قابل توجه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید