organising events
برگزاری رویدادها
organising committee
کمیته برگزاری
organising a trip
برگزاری یک سفر
organising documents
سازماندهی پرونده ها
organised quickly
به سرعت سازماندهی شد
organised well
خوب سازماندهی شد
organising team
تیم سازماندهی
organising resources
سازماندهی منابع
organising meeting
سازماندهی جلسه
organised effectively
به طور مؤثر سازماندهی شد
we are organising a charity event to raise money for the local animal shelter.
ما یک رویداد خیریه برای جمع آوری پول برای مراکز پرورش حیوانات محلی برگزار می کنیم.
she's really good at organising large conferences and events.
او واقعا خوب در برگزاری کنفرانس های بزرگ و رویدادها است.
the team is organising a workshop on project management techniques.
تیم یک کارگاه آموزشی در مورد تکنیک های مدیریت پروژه را برگزار می کند.
he's been organising his files on the computer for hours.
او به مدت ساعاتی فایل های خود را روی کامپیوتر سازماندهی می کند.
the school is organising a trip to the science museum next month.
مدرسه یک سفر به موزه علوم را ماه آینده برگزار می کند.
they are organising a fundraising dinner to support the hospital.
آنها یک شام جمع آوری پول را برای حمایت از بیمارستان برگزار می کنند.
i'm organising my thoughts before i start writing the report.
من قبل از شروع نوشتن گزارش، افکار خود را سازماندهی می کنم.
the volunteers are organising a beach cleanup this weekend.
دادستان ها یک نظافت ساحل را این هفته انتهایی برگزار می کنند.
the company is organising a team-building exercise for its employees.
شرکت یک تمرین توسعه تیم را برای کارکنان خود برگزار می کند.
we need to start organising the logistics for the wedding.
ما باید شروع کنیم به سازماندهی لجستیک های ازدواج.
the library is organising a book fair next saturday.
کتابخانه یک بازار کتاب را روز جمعه آینده برگزار می کند.
organising events
برگزاری رویدادها
organising committee
کمیته برگزاری
organising a trip
برگزاری یک سفر
organising documents
سازماندهی پرونده ها
organised quickly
به سرعت سازماندهی شد
organised well
خوب سازماندهی شد
organising team
تیم سازماندهی
organising resources
سازماندهی منابع
organising meeting
سازماندهی جلسه
organised effectively
به طور مؤثر سازماندهی شد
we are organising a charity event to raise money for the local animal shelter.
ما یک رویداد خیریه برای جمع آوری پول برای مراکز پرورش حیوانات محلی برگزار می کنیم.
she's really good at organising large conferences and events.
او واقعا خوب در برگزاری کنفرانس های بزرگ و رویدادها است.
the team is organising a workshop on project management techniques.
تیم یک کارگاه آموزشی در مورد تکنیک های مدیریت پروژه را برگزار می کند.
he's been organising his files on the computer for hours.
او به مدت ساعاتی فایل های خود را روی کامپیوتر سازماندهی می کند.
the school is organising a trip to the science museum next month.
مدرسه یک سفر به موزه علوم را ماه آینده برگزار می کند.
they are organising a fundraising dinner to support the hospital.
آنها یک شام جمع آوری پول را برای حمایت از بیمارستان برگزار می کنند.
i'm organising my thoughts before i start writing the report.
من قبل از شروع نوشتن گزارش، افکار خود را سازماندهی می کنم.
the volunteers are organising a beach cleanup this weekend.
دادستان ها یک نظافت ساحل را این هفته انتهایی برگزار می کنند.
the company is organising a team-building exercise for its employees.
شرکت یک تمرین توسعه تیم را برای کارکنان خود برگزار می کند.
we need to start organising the logistics for the wedding.
ما باید شروع کنیم به سازماندهی لجستیک های ازدواج.
the library is organising a book fair next saturday.
کتابخانه یک بازار کتاب را روز جمعه آینده برگزار می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید