organocentrism

[ایالات متحده]/ˌɔːɡənəʊˈsentrɪzəm/
[بریتانیا]/ˌɔːrɡənoʊˈsentrɪzəm/

ترجمه

n. یک نگاه فلسفی که موجودات (وجودهای زنده) را در مرکز توجه اخلاقی قرار می‌دهد و در بحث‌های اخلاقی ارزش ذاتی و رفاه آن‌ها را تأکید می‌کند؛ رویکرد اخلاقی که در فلسفه محیط زیست و تصمیم‌گیری‌های اخلاقی، اولویت دادن به موجودات یا گونه‌های فردی را دارد، در مقابل انسان‌گرایی؛ باور به اینکه موجودات زنده فردی ارزش ذاتی دارند و باید در چارچوب‌های اکولوژیکی و اخلاقی اولویت اصلی را داشته باشند.

عبارات و ترکیب‌ها

critique of organocentrism

انتقاد به اورانوسانتریسم

beyond organocentrism

فروی اورانوسانتریسم

organocentrism in philosophy

اورانوسانتریسم در فلسفه

challenging organocentrism

چالش اورانوسانتریسم

rejecting organocentrism

رد اورانوسانتریسم

overcoming organocentrism

پیروزی بر اورانوسانتریسم

جملات نمونه

ethical organocentrism argues that all living organisms deserve moral consideration regardless of their utility to humans.

اگزیستنسیالیسم ارگانیک می‌گوید که تمام موجودات زنده ارزش اخلاقی دارند و این ارزش به کارایی آن‌ها نسبت به انسان‌ها بستگی ندارد.

the organocentric perspective challenges the traditional view that only humans possess intrinsic value.

نگاه ارگانیک این را چالش می‌گیرد که تنها انسان‌ها دارای ارزش ذاتی هستند.

many environmental philosophers advocate for organocentrism as an alternative to anthropocentrism.

بسیاری از فیلسوفان محیط زیست از ارگانیک‌گرایی به عنوان یک جایگزین برای انسان‌مرکزی‌گرایی حمایت می‌کنند.

organocentrism holds that each organism has inherent worth independent of human interests.

ارگانیک‌گرایی معتقد است که هر موجود زنده ارزش ذاتی دارد که مستقل از علایق انسانی است.

the shift toward organocentrism requires fundamental changes in our relationship with nature.

تغییر به سمت ارگانیک‌گرایی نیازمند تغییرات بنیادین در رابطه ما با طبیعت است.

critics of organocentrism argue it fails to provide clear moral guidelines for environmental policy.

انتقادات به ارگانیک‌گرایی می‌گوید که این نظریه قادر به ارائه راهنمایی‌های اخلاقی واضح برای سیاست‌های محیط زیست نیست.

organocentric ethics demands that we consider the welfare of individual organisms in our decisions.

اخلاق ارگانیک‌گرایی از ما می‌خواهد که در تصمیمات خود به رفاه موجودات فردی توجه کنیم.

some biologists embrace organocentrism when studying ecosystem dynamics and species interactions.

برخی از زیست‌شناسان از ارگانیک‌گرایی حمایت می‌کنند وقتی که دینامیک سیستم‌های اکولوژیک و تعاملات گونه‌ها را مطالعه می‌کنند.

the organocentric framework has influenced modern conservation biology and environmental ethics.

چارچوب ارگانیک‌گرایی تأثیری بر زیست‌شناسی حفاظتی مدرن و اخلاق محیط زیست گذاشته است.

religious traditions sometimes incorporate organocentric principles that emphasize the sacredness of all life.

گاهی سنت‌های دینی اصول ارگانیک‌گرایی را که بر مقدس بودن تمام زندگی تأکید می‌کنند، در خود جای داده‌اند.

deep ecology movements promote organocentrism as a means to address ecological crises.

حرکات اکولوژی عمیق ارگانیک‌گرایی را به عنوان یک راهکار برای مقابله با بحران‌های اکولوژیک ترویج می‌کنند.

an organocentric approach to agriculture focuses on soil health and plant welfare rather than maximizing yields.

رویکرد ارگانیک‌گرایی در کشاورزی بر سلامت خاک و رفاه گیاهان تمرکز دارد و نه بیشینه کردن عملکرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید