ornithology

[ایالات متحده]/ˌɔːnɪ'θɒlədʒɪ/
[بریتانیا]/ˌɔrnɪ'θɑlədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه علمی پرندگان.
Word Forms

جملات نمونه

He found his vocation in ornithology.

او حرفه خود را در پرنده‌شناسی یافت.

She studied ornithology in college.

او پرنده‌شناسی را در دانشگاه تحصیل کرد.

Ornithology is the scientific study of birds.

پرنده‌شناسی مطالعه علمی پرندگان است.

His passion for ornithology led him to travel around the world to see different bird species.

اشتیاق او به پرنده‌شناسی باعث شد تا او برای دیدن گونه‌های مختلف پرندگان، در سراسر جهان سفر کند.

The ornithology department at the university offers courses on bird behavior and ecology.

بخش پرنده‌شناسی دانشگاه دوره‌هایی در مورد رفتار و اکولوژی پرندگان ارائه می‌دهد.

The ornithology conference brought together experts from various countries to share their research findings.

کنفرانس پرنده‌شناسی متخصصان را از کشورهای مختلف گرد هم آورد تا یافته‌های تحقیقاتی خود را به اشتراک بگذارند.

She volunteered at the local ornithology center to help care for injured birds.

او برای کمک به مراقبت از پرندگان آسیب‌دیده، به صورت داوطلبانه در مرکز محلی پرنده‌شناسی فعالیت کرد.

The ornithology textbook provides detailed information on bird anatomy and physiology.

کتاب درسی پرنده‌شناسی اطلاعات دقیقی در مورد آناتومی و فیزیولوژی پرندگان ارائه می‌دهد.

The ornithology club organizes bird-watching trips for its members to observe different species in the wild.

باشگاه پرنده‌شناسی سفرهای تماشای پرندگان را برای اعضای خود برای مشاهده گونه‌های مختلف در طبیعت سازماندهی می‌کند.

Her research in ornithology focuses on the migration patterns of songbirds.

تحقیقات او در پرنده‌شناسی بر روی الگوهای مهاجرت پرندگان آواز خواندن تمرکز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید