oscilloscope

[ایالات متحده]/ə'sɪləskəʊp/
[بریتانیا]/ə'sɪləskop/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری که برای نمایش شکل‌موج‌های ولتاژ استفاده می‌شود، که به آن اسیلوسکوپ نیز گفته می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

digital oscilloscope

اسیلوسکوپ دیجیتال

storage oscilloscope

اسیلوسکوپ ذخیره‌سازی

جملات نمونه

On an oscilloscope, you can see an electrical current oscillate up and down.

در یک اسیلوسکوپ، می‌توانید جریان الکتریکی را که به بالا و پایین می‌رود، مشاهده کنید.

The engineer used the oscilloscope to analyze the waveform.

مهندس از اسیلوسکوپ برای تجزیه و تحلیل شکل موج استفاده کرد.

The technician adjusted the settings on the oscilloscope.

تکنسین تنظیمات اسیلوسکوپ را تنظیم کرد.

The oscilloscope displayed the voltage fluctuations.

اسیلوسکوپ نوسانات ولتاژ را نشان داد.

Students in the electronics lab learned how to use an oscilloscope.

دانشجویان در آزمایشگاه الکترونیک یاد گرفتند که چگونه از اسیلوسکوپ استفاده کنند.

The oscilloscope captured the signal from the sensor.

اسیلوسکوپ سیگنال را از سنسور ضبط کرد.

The oscilloscope is an essential tool for measuring electronic signals.

اسیلوسکوپ ابزاری ضروری برای اندازه گیری سیگنال های الکترونیکی است.

The oscilloscope can be connected to a computer for data analysis.

می توان اسیلوسکوپ را برای تجزیه و تحلیل داده ها به یک کامپیوتر متصل کرد.

The oscilloscope helps troubleshoot electrical problems.

اسیلوسکوپ به رفع مشکلات الکتریکی کمک می کند.

The oscilloscope has various input channels for different signals.

اسیلوسکوپ دارای کانال های ورودی مختلف برای سیگنال های مختلف است.

The oscilloscope provides a visual representation of the signal's behavior.

اسیلوسکوپ یک نمایش بصری از رفتار سیگنال ارائه می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید