outage

[ایالات متحده]/ˈaʊtɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈaʊtɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (آب، برق، گاز) قطع تأمین؛ از دست دادن در حین ذخیره‌سازی و حمل و نقل؛ ظرفیت ذخیره شده برای گسترش آب در یک مخزن؛ حجم تخلیه
Word Forms
جمعoutages

عبارات و ترکیب‌ها

power outage

قطع برق

internet outage

قطعی اینترنت

service outage

قطعی خدمات

outage alert

هشدار قطعی

outage report

گزارش قطعی

scheduled outage

قطعی برنامه ریزی شده

outage map

نقشه قطعی

outage response

پاسخ به قطعی

outage duration

مدت زمان قطعی

outage management

مدیریت قطعی

جملات نمونه

the power outage lasted for several hours.

قطعی برق چند ساعت طول کشید.

we experienced an internet outage during the storm.

ما در طول طوفان با قطعی اینترنت مواجه شدیم.

the outage affected thousands of customers.

قطعی برق هزاران مشتری را تحت تأثیر قرار داد.

they reported a gas outage in the area.

آنها از قطعی گاز در آن منطقه گزارش دادند.

the company is working to resolve the outage quickly.

شرکت در حال تلاش برای رفع سریع قطعی است.

after the outage, we had to reset all our devices.

پس از قطعی، مجبور شدیم همه دستگاه‌های خود را بازنشانی کنیم.

the outage was caused by a fallen tree on the power lines.

قطعی برق ناشی از افتادن درخت روی خطوط برق بود.

residents were frustrated by the prolonged outage.

ساکنان از طولانی شدن قطعی ناامید بودند.

the outage notification was sent via text message.

اعلان قطعی از طریق پیامک ارسال شد.

emergency services were alerted during the outage.

خدمات اورژانس در طول قطعی مطلع شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید