outdoorsy activities
فعالیتهای فضای باز
outdoorsy lifestyle
سبک زندگی فضای باز
outdoorsy adventures
ماجراجوییهای فضای باز
outdoorsy person
فردی که عاشق فعالیتهای فضای باز است
outdoorsy gear
تجهیزات فضای باز
outdoorsy friends
دوستان فضای باز
outdoorsy hobbies
سرگرمیهای فضای باز
outdoorsy weekend
آخر هفته در فضای باز
outdoorsy spirit
روحیه فضای باز
she loves being outdoorsy and often goes hiking on weekends.
او عاشق بودن در فضای باز است و اغلب آخر هفته ها به پیاده روی می رود.
his outdoorsy nature makes him a great camping buddy.
طبع فضای باز او باعث می شود که یک همراه کمپینگ عالی باشد.
they organized an outdoorsy adventure for the summer vacation.
آنها یک ماجراجویی فضای باز برای تعطیلات تابستان سازماندهی کردند.
being outdoorsy is essential for enjoying the beauty of nature.
بودن در فضای باز برای لذت بردن از زیبایی طبیعت ضروری است.
her outdoorsy lifestyle includes biking and rock climbing.
سبک زندگی فضای باز او شامل دوچرخه سواری و صخره نوردی است.
he prefers an outdoorsy vacation over a beach resort.
او ترجیح می دهد یک تعطیلات فضای باز را به یک استراحت ساحلی ترجیح دهد.
many outdoorsy people enjoy birdwatching and photography.
بسیاری از افراد فضای باز از تماشای پرندگان و عکاسی لذت می برند.
her outdoorsy spirit inspires others to explore nature.
روحیه فضای باز او دیگران را به کشف طبیعت تشویق می کند.
they have an outdoorsy family tradition of hiking every fall.
آنها یک سنت خانوادگی فضای باز برای پیاده روی در هر پاییز دارند.
his outdoorsy hobbies include kayaking and fishing.
سرگرمی های فضای باز او شامل کایاک سواری و ماهیگیری است.
outdoorsy activities
فعالیتهای فضای باز
outdoorsy lifestyle
سبک زندگی فضای باز
outdoorsy adventures
ماجراجوییهای فضای باز
outdoorsy person
فردی که عاشق فعالیتهای فضای باز است
outdoorsy gear
تجهیزات فضای باز
outdoorsy friends
دوستان فضای باز
outdoorsy hobbies
سرگرمیهای فضای باز
outdoorsy weekend
آخر هفته در فضای باز
outdoorsy spirit
روحیه فضای باز
she loves being outdoorsy and often goes hiking on weekends.
او عاشق بودن در فضای باز است و اغلب آخر هفته ها به پیاده روی می رود.
his outdoorsy nature makes him a great camping buddy.
طبع فضای باز او باعث می شود که یک همراه کمپینگ عالی باشد.
they organized an outdoorsy adventure for the summer vacation.
آنها یک ماجراجویی فضای باز برای تعطیلات تابستان سازماندهی کردند.
being outdoorsy is essential for enjoying the beauty of nature.
بودن در فضای باز برای لذت بردن از زیبایی طبیعت ضروری است.
her outdoorsy lifestyle includes biking and rock climbing.
سبک زندگی فضای باز او شامل دوچرخه سواری و صخره نوردی است.
he prefers an outdoorsy vacation over a beach resort.
او ترجیح می دهد یک تعطیلات فضای باز را به یک استراحت ساحلی ترجیح دهد.
many outdoorsy people enjoy birdwatching and photography.
بسیاری از افراد فضای باز از تماشای پرندگان و عکاسی لذت می برند.
her outdoorsy spirit inspires others to explore nature.
روحیه فضای باز او دیگران را به کشف طبیعت تشویق می کند.
they have an outdoorsy family tradition of hiking every fall.
آنها یک سنت خانوادگی فضای باز برای پیاده روی در هر پاییز دارند.
his outdoorsy hobbies include kayaking and fishing.
سرگرمی های فضای باز او شامل کایاک سواری و ماهیگیری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید